گمــشــدن ...

مشهد امام رضا دلتنگی دلنوشته

1

کتاب را باز می کنم و انبوه واژه ها در سرم رژه می روند.

ناگهان واژه ای را پیدا می کنم که انگار با همه متفاوت است.

خوب نگاه می کنم .... اشتباه شده،گم شدن را کم شدن نوشته اند.

خوب که نگاه می کنم، می فهمم که درست نوشته اند.

گم شدن، یعنی کم شدن کسی از صف آنان که دیده می شوند.

2

وقتی گم می شوی، همیشه می دانی در راه کجا بوده ای اما یادت نمی آید از کجا می آمده ای. به راست و چپت نگاه می کنی و ناگهان، نا امید از همه کس و همه جا، زانو می زنی.

3

آدمهایی را دیده ام که گم شده اند اما خودشان نفهمیده اند.

4

گاهی آدمها در میان جنسهای مغازه، دسته های اسکناس،نقشه های ساختمان های در دست ساخت ... یا شماره های تلفن یا بین دوستان خود یا بین خودشون  ... گم می شوند.

.... اما من دوست دارم در حرم امام رضا (ع) گم بشوم.

5

خوب نگاه کن!...

من همانم که مدام اصرار می کند « گم نشده است»!

من، اصرار می کنم اما « تــو » باور نکن!

طوری که زیاد شرمنده ات نشوم، مرا از میان «خــودم» پیدا کن!

/ 4 نظر / 9 بازدید
عباس قائدی

باز کن پنجره را بوی رضا می آید بوی تسلیم و رضا از همه جا می آید باز کن پنجره را بوی کسی می آید که از انفاس خوشش بوی خدا می آید باز کن پنجره و فوج ملائک را بین که به پابوسیش از اوج سما می آید یارب این بارگه کیست که از بام و درش بوی گل، بوی صفا، بوی خدا می آید تربت کیست در اینجا که ز هر ذره آن بوی محبوب شه کرب وبلا می آید مشهد کیست در اینجا که ز هر گوشه آن عطر پاک گل سرخ شهدا می آید مرقد ضامن آهوست، مگر کز حرمش بوی معصومه ز قم بر دل ما می آید؟ زار و بیمار غم اویم و می بینم، که طبیب دلم از دار شفا می آید ای رضا جان، منم آن کفتر وحشی غریب که به طواف حرمت با رفقا می آید گر غریبیم و حقیریم، ولی می شنوم که خوشامد ز غریب الغربا می آید السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام .

عباسی

السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا ![گل][گل]

بلوط

این متن رو خودتون نوشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه این طور باشه : بسیار زیبا بود[لبخند]