یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم

 

عکس نوشته شعر مهدی فرجی 

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم
.  
تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ 
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم
.
با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز 
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم
.
با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم
.
خورشیدَمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم

/ 3 نظر / 13 بازدید
m

ادما قدر اونی رو که دارند نمی دونند

رفیق

سلام . چه قلم زیبا و روانی دارین . لذت بردم از مطالبتون . راستش وبلاگ شما رو یکی از خوانندگانش بهم معرفی کرد . خیلی ساله وبلاگ مینویسم و خیلی سالم هست با مشکلات دست و پنجه نرم کردم . چند وقتی هست به ذهنم رسید که یه وبلاگ بزن و با قلمی ، قدمی ، صحبتی ، یا هر چیز دیگه ای به نیازمندایی که میان اونجا کمک کنم . اون کسی که آدرس وبلاگ شما رو برای ما گذاشته بود عقیده داشت شما هم میتونی بهمون کمک کنی و من خدمتتون رسیدم که ازتون خواهش کنم اگه وقت دارین و اگه علاقه دارین بتونیم با هم و با کمک بقیه ی دوستانمون به آدمای بی پناه ای دنیای بی در و پیکر مجازی کمک کنیم به امید خدا منتظر جوابتون میمونم عذر میخوام پرچونگی کردم[گل]

رهایی

منظورم این شعر بود که یک بیتش رو می نویسم...چون اشتباهی برا یه پست دیگه کامنت گذاشتم: من آمده ام فاتح دنیای تو باشم تا گام نخستین به بلندای تو باشم