دختر عاشق ...

خسته رسیدند میدانِ مجسمه. بار و بُنه شان را گذاشتند زمین، تکیه دادند به نرده های میدان، نگاهِ مجسمه کردند.

یکهو زن جیغ کشید: اونجارو نیگا. مرد نگاه کرد. گنجشک ها و کبوترها از دست دختر دانه می چیدند پرواز می کردند دورتر می نشستند و دوباره باز...،

زن گفت: ببینی دختره چیکار کرده گنجیشکا-کفترا باش رفیق شدن، هان؟

مرد فکری شد، بعد فکرش را خط زد گفت: یحتمل دختره عاشقه، آخه آدما عاشق که میشن مهربون و قابل اعتمادم میشن، حتا اگه جزو آدم بدای فیلمای گنگستری هم باشن! خودش خنده ش گرفت.

زن گفت: پس چرا نمیان روو دست و شونه های من بشینن؟ خب منم عاشقم دیگه، نه؟

مرد گیر افتاده بود! گفت: بر منکرش لعنت! ولی می دونی، اینجا ترکیه س، گنجیشکاشم ترکی حرف می زنن...،

زن جیغ ش رفت آسمان: منو مسخره می کنی؟خیلی بدجنسی به خدا. و بُغ کرد و بغض و آسمان هم ابر بود، بارید. مرد پالتو آش را درآورد چتر کند بگیرد روو سر زن، که چند گنجشک بال بال زدند از لابه لای موهاش رفتند آسمان.

گفت: شوخی کردم خانومی، گنجیشکا همه زبونارو می فهمن، مخصوصن زبون عاشقارو. زن لب خند زد، شبیه دختری که گنجشک ها از  دستش دانه می چیدند...

/ 10 نظر / 7 بازدید
هیچکس

سلام به وبلاگ منم سربزنیدخوشحال میشم

هیچکس

سلام به وبلاگ منم سربزنیدخوشحال میشم[گل]

زیبا

توچطور؟ آیاهستی؟

زیبا

توهمیشه همینطورعادت داری همه ی کامنتاروتاییدکنی؟حتی خصوصیا؟!

آشنای غریب

سلام . وقتی مطالبت رو می خونم ازته دل بهت احسنت میگم . احسنت وموفق باشید ....

کبری

ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر بر دختران دیروز و امروز مبـــــــــــــــــــــــارک باد [قلب][بغل][ماچ][بغل][ماچ][بغل][قلب][بغل][ماچ][قلب]

کبری

سلاااااااااااااااااااااااام قالب جدید مبارک باشه [ماچ][بغل][قلب]

احسان

بامرگ هرانسان،فرزندی متولدمیشه.. یه نفس میر،یه زندگی میاد.. و هرزندگی یه فرصته.. به امیدی که بتونیم ازاین فرصت به بهترین وجه استفاده کنیم.

رها

مثل هميشه عاااااااالي بود[گل]

رکسانا

مطالبت خیلی خوبن چه جالب گفتن آقااحسان،فرصتهامونوبافکرکردن وبه قول خودت فقط برنامه ریزی وحتی یه بارعمل نکردن وحتی اینجابودن ازدست ندیم[خداحافظ][گل]