میخ و دیوار

زمانی ،پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.

پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.

در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.

پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.

پدر گفت:

تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.

دیوار شبیه اولش نیست.

وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند.

تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است.

/ 7 نظر / 5 بازدید
دریا

دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند .. نه دیوار ، نه در ، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم ، نه پایی که در نوردد مرزهایم ، نه قلبی که بشکند سکوتم ، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف ، نه روحی که آویزانم شود .. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش می کند و آرامشی که قبل از هیچ طوفانی نیست !

ماتیلدا

گمان مبر که به پایان رسد کار مغان هزار باده ی نخورده در رگ تاک است.... سلام ..خیلی خوب شده ازین بهترم میشه هممون میدونیم..[لبخند] [گل] مانا باشی

نگاه

مبارک باشه تحولات دلی و گلی ... اما آرشیو قبلی به کجا پر زد ؟؟ دلتنگش میشیم ؟! هنوز هم کامل نخونده بودیم همه رو ...[گریه]

احسان

ولی الان اون رفقاکنارهم هستن،آیااینم اسمش تحقیرکردنه یابرگشتن؟

احسان

ازهمه؟یعنی کیا؟؟

احسان

ازچی؟ازکی بایدکوچکتربود؟

احسان

اگه قراربود که نذاری این مسئله به جواب برسه پس دیگه چراباچش وابرو وایما واشاره مخاطبا روبدترگیج میکنی!!