کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٦/٥/٦

داغ شقایق

کلمات کلیدی :متن ادبی، دلنوشته، جملات عاشقانه، شقایق

عکس گل شقایق

شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارم  !
اگر سُرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم !

گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی 
نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی 

یکی از روزهایی که زمین تب دار و سوزان بود 
و صحرا در عطش می سوخت ،

تمام غنچه ها تشنه و من بی تاب و خشکیده ،

تنم در آتشی می سوخت.. 

 

 



۱۳٩٦/٥/۳

لیلی نام دیگر آزادی است

کلمات کلیدی :عرفان نظر آهاری، لیلی و مجنون، دخترونه، متن ادبی

عکس نقاشی جالب و فانتزی

لیلی نام دیگر آزادی است 
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت. خدا دنیا را بی زنجیر آفرید. 
آدم بود که زنجیر را ساخت. شیطان کمکش کرد.  
دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد؛ و آدم ها همـه دیوانـه زنجیری. 
خدا دنیای بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.  
امتحان آدم همین جا بود. دست های شیطان از زنجیر پر بود. 
خدا گفت: زنجیرت را پاره کن. شاید نام زنجیر تو عشق است. 
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند.
 مجنـو ن امـا نـه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشـت. 
شـیطان آدم را در زنجیر می خواست .  
لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چـه مـی خواهـد .
 لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پـاره کنـد. 
لیلـی زنجیـر نبـود.
لیلـی نمی خواست زنجیر باشد. 
لیلی ماند؛ زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.  

عرفان نظرآهاری 


۱۳٩٦/٤/۱٢

پای کسی در حریم

کلمات کلیدی :داستان کوتاه، متن ادبی، داستان پندآمیز، داستانک


هر بار که تلفن همراه دوست عاشق و « تازه متاهل شده » مان زنگ می زد،

همه دستش می انداختیم و شوخی می کردیم. هم خودش می خندید و هم ما می خندیدیم.

یک سال بعد، هر وقت تلفن همراهش زنگ می زد، از ما جدا می شد و در گوشه ای خلوت، طوری حرف می زد که نمی فهمیدیم پشت خط خانم است یا آقا!

یک روز که تلفن همراهش را روی میز گذاشته بود و باری برداشتن کیف جامانده، از توی ماشینش بیرون رفت، تلفنش زنگ زد.

یکی از دوستان، اسم روی نمایشگر را خواند و نیشخندی زد و گوشی را برایش برد.

بعدها که به شوخی، ماجرای ارتباط نزدیکش را با خانم پشت خط پرسیدیم، خیلی راحت گفت:

- دوستمه!

مرد خندان، از همان روز به بعد، ارتباطش را با دوستمان قطع کرد و می گوید:

- کسی که نمی تونه به تعهد قلبی خودش وفادار بمونه، چطور می خواهد دوستیش رو حفظ کنه؟!... سنش هم از تذکر گذشته.

... البته به دوست فضولمان هم به خاطر خواندن اسم روی نمایشگر، حسابی توپید!