کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٤/٦/۱۸

شاید تو برگشتی ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، شعر کوتاه، شعر شهریور

حوض گلدان شمعدانی در حیاط قدیمی

لــب تشنه خوابیدند پای حــوض  گلــدان ها 
شــاید تــو بــرگشتی و بــرگشتند بـــاران ها 

شــاید تــو بــرگشتی و شهریور خـنک تر شد
دنیـــــا کمــی آرام شــد خـــوابید تــوفانــــها 

شـــاید تــو بــرگشتی و مثــل صبـــح روز عـید 
پــــر کـــرد ذهـــن خانه را تبـــریک مهمــان ها 

آن وقــت دور ســفره مـی گویند و مــی خندند 
بشقاب ها ، چـنگال و قاشق ها ، نمک دان ها 

آن وقــت عـــطر چــای لاهیجـان و لـیمو ترش

آن وقـــت رفـــت و آمـــد شیــرین قـــندان ها



۱۳٩٤/٥/۳۱

عقل کامل بود ، فاخر بود ، حرف تازه داشت

کلمات کلیدی :شعر کوتاه، عکس نوشته، فاظل نظری، اس ام اس عاشقانه

عکس نوشته

جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود

عقل با دل رو به رو شد ، صبح دلتنگی بخیر
عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود

عقل کامل بود ، فاخر بود ، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود

عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد ، ولی بیهوده بود

حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود

من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود...

ضد - گناه - فاضل نظری



۱۳٩٤/٥/۳۱

زنـــده بــــاش ...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه، شعر زیبا، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس عاشقانه

عکس عاشقانه

چه فکر می کنی ؟

جهان چو آبگینه ی شکسته ایست 
که سرو هم درو شکسته می نمایدت 
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ 
که راه بسته می نمایدت .

زمان بی کرانه را 
تو با شمار عمر ما مسنج 
به پای او دمی ست این درنگ درد و رنج 
به سان رود 
که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش 
امید هیچ معجزی ز مرده نیست .
زنده باش .

******

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است 

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است ...



۱۳٩٤/٥/٢٦

یک کودک هشت ساله !

کلمات کلیدی :شعر زیبا، عکس مفهومی، شعر کوتاه، عکس طنز

رویای کودکی

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است. 
... 
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
چون می توانم آن را بخورم! 

می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
و با دوستانم بستنی بخورم . 

می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. 

می خواهم به گذشته برگردم،
وقتی همه چیز ساده بود،
وقتی داشتم رنگها را،
جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
یاد می گرفتم،
وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم
و هیچ اهمیتی هم نمی دادم . 

می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست
و همه راستگو و خوب هستند. 

می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است
و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم . 

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...

می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
به یک کلمه محبت آمیز،
به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران،
و به . . . 

این دسته چک من، کلید ماشین،
کارت اعتباری و بقیه مدارک،
...مال شما... 

من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .