فعلا نه
کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٥/۱٠/۱٤

تو را صدا کردم ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه زیبا، شعر کوتاه ناب، شعر نو، فروغ فرخزاد

ستاره دنباله دار آرزو
در آسمانِ ملول
ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت
ستاره ای می مُرد
تُرا صدا کردم
تُرا صدا کردم
تمامِ هستی من

فروغ فرخزاد


۱۳٩٥/۱٠/۱۳

هیچ زمستانی ...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر نو، شعر عاشقانه زیبا، شعر زیبا

پرنده تنها در برف

هیــچ زمستــانی ...

به یــاد نمی آورد

برفــی را 

که بعد از رفتن تـــو

بر روزگار مــن 

می بارد 

   می بارد

      می بارد....

نیکو مظلومی 



۱۳٩٥/٦/۳

هــی یــار، یـــار!

کلمات کلیدی :شعر ناب، شعر نو، بهار و زمستان، شعر کوتاه عاشقانه

گل یخ

یــار 
هــی یــار، یـــار!
اینجا اگرچه گاه،
گل به زمستانِ خسته ... خــار می شود
اینجا اگرچه روز
گاه چون شب تار می شود،
اما بهــار می شود،
مــن دیده ام که می گویم!
سید علی صالحی


۱۳٩٥/٥/۱۱

تا همیشه

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر ناب، شعر نو، زخم

نون و پنیر شعر عاشقانه

به حرمت
نان و نمکى که با هم خوردیم
نان را تو ببر
که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه...
نمک را بگذار برای من!
میخواهم
این زخم
تا همیشه تازه بماند.......

شمس لنگرودی



۱۳٩٥/٥/۳

صبح، بی تو ...

کلمات کلیدی :اشعار قیصر امین پور، شعر کوتاه ناب، تک بیتی عاشقانه، شعر نو

پرنده تنها

صبح، بی تو، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد!

بی تو حتی مهربانی، حالتی از کینه دارد...

قیصر امین پور


۱۳٩٥/٤/٩

دلبر جانانه

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه زیبا، شعر کوتاه ناب، عکس های رمانتیک، شعر نو

کتاب شعر عاشقانه

عاشق شوریده دل

در دفتر شعرش نوشت:

هر کسی یک دلبر جانانه دارد؛

مـن " تــو " را ... 




۱۳٩٤/۱۱/٢٩

رد پـای بـاران

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر کوتاه ناب، شعر نو، تصاویر مفهومی عشقولانه

زیر باران قدم زدن

هـوای بـاران دارد 

دلـی کـه بـی هـوا بـه کوچـه زده 

تـا دنبــال ردپــای بــاران بگــردد ...



۱۳٩٤/٦/۳٠

پــاییـــز

کلمات کلیدی :فصل بهار و پاییز، شعر کوتاه عاشقانه، شعر نو، عکس نوشته

پاییز عکس نوشته

پـــاییـــز 

با هر چه در او هست

بـــهاران مــــن اســت،

وقتـــی تـــو بیـــایـــی

*****

ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی

گه فصل خزان و گه بهار آوردی

 

مردان جهان را همه بردی به زمین

نامردان را بروی کار آوردی

از ابوسعید ابوالخیر