کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٥/۳/٢٢

عقاب ...

کلمات کلیدی :داستان حکیمانه، داستانک، جملات زیبا و مفهومی، جملاتی زیبا برای تغییر

پرواز عقاب
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید . کلاغ و کرکس هم
 مشغول خوردن لاشه ی گندیده آهو بودند.
جغد دانا پیری هم بالای شاخه ی درختی به آنها خیره شد بود.کلاغ و کرکس رو به
جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان 
می دهد؟
اگه بیاید و با هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم
می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد،
آنها عقابند از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.

زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم
مهم این است که « با عزت » به بهترین شکل زندگی کنیم.


۱۳٩٥/۱/٢۱

کیک دوست داری؟

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، داستانک، زیباترین جملات، رمز خوشبختی

 کیک تولد

پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می داد که چگونه هه چیز ایراد دارد ...

مدرسه، خانواده، دوستان و... 

مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟

و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.

روغن چطور؟ نه!

از آرد خوشت می آید؟

جوش شیرین چطور؟

نه مادربزرگ!

حالم از همه شان بهم می خورد.

بله، همه این چیز ها به تنهایی بد به نظر می رسند اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می شود.

خداوند هم به همین ترتیب عمل می کند. خیلی از اوقات تعجب می کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می داند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است.

ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه این پیشامد ها با هم به یک نتیجه فوق العاده می رسند.



۱۳٩٥/۱/۱٩

مهربونی یعنی این ...

کلمات کلیدی :داستانک، داستان کوتاه، عشق و مهربانی، زندگی زیبا

تصاویر مفهومی زندگی

دختر کوچولو مهربان گفت:

" میخوای عروسکامو بیارم ببینی؟! "

مهمان با مهربانی جواب داد:

بله ... حتما ... دخترک دوید و هوه ی عروسک ها را آورد ...بعضی از اونا واقعا با نمک بودن ...

ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشن دیگه هم بود مهمان از دخترک پرسید:

مهمان از دخترک پرسید:

کدوموشونو بیشتر از همه دوست داری ...؟!

و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره ...!!! اما خیلی تعجب کرد وقتی دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : " اینو"

مهمان با کنجکاوی پرسید :

اینکه زیاد خوشگل نیست؟! دخترک جواب داد: " آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه ... اونوقت دلش می شکنه؟! 

مهربونی یعنی این ...

زندگی فردا نیست ...

زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و امید، صحنه ی غمها نیست.

به چه می اندیشی ؟ نگرانی بیجاست،

عشق اینجا و تو اینجا و خدا هم اینجاست،

پای در راه گذار،

راهها منتظرند،

تا تو هر جا که بخواهی برسی،

پس رها باش  رها،

تا نماند قفسی.



۱۳٩٤/٦/٢٢

قهوه زندگی ...

کلمات کلیدی :داستانک، داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان دانشجویی، عکس متحرک

عکس متحرک

 
چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و 
زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان 
دیداری تازه کنند.

آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان هم شکایت از زندگی بود.
استادشان در حین صحبت آنها قهوه آماده می کرد. او قهوه جوش را روی میز گذاشت و از دانشجوها
 خواست که برای خود قهوه بریزند.

روی میز لیوان های متفاوتی قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان های دیگر.
وقتی همه دانشجوها قهوه هایشان را ریخته بودند و هر یک لیوانی در دست داشت، 
استاد مثل همیشه آرام و با مهربانی گفت...

بچه ها، ببینید؛ همه شما لیوان های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان های زمخت 
و ارزانقیمت روی میز مانده اند.

دانشجوها که از حرف های استاد شگفت زده شده بودند، ساکت بودند و استاد حرف هایش 
را به این ترتیب ادامه داد: 
«در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید قهوه بود و نه لیوان.
اما لیوان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به لیوان های دیگران هم بود.
زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. 
این ظرف ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد.

البته لیوان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تاثیر خواهند گذاشت،
اما اگر بیشتر توجه تان به لیوان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید 
و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. 
پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از لیوان بردارید و در حالیکه چشم هایتان را بسته اید، 
از نوشیدن قهوه لذت ببرید.»
فرقی نمی کنه چایی و قهوه زندگیتون تو چه ظرفی نوش جان می کنید .... 
فنجان طلایی یا ظرف یک بار مصرف یا چینی بند زده ....
امیدوارم همیشه چایی و قهوه زندگیتون گرم و شیرین، لبتون خندون و دلتون شاد ...