کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٤/٦/٩

گوش سنگین

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان طنز، عکس طنز، داستان خنده دار

عکس داستان گوش سنگین

مردی متوجه شد گوش همسرش سنگین شده و شنواییش کم شده است. به نظرش رسید همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر ، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت.دکتر گفت برای این که بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است آزمایش ساده ای وجود دارد.

ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی مطلبی را بگو و بعد در فواصل 3 و 2 متری تکرار کن تا جواب بگیری.

آن شب همسر آن مردد در آشپزخانه مشغول تهیه شام بود و خود او در اتاق نشیمن بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما 4 متر است بار امتحان کنم .

با صدای معمولی پرسید : عزیزم شام چی داریم؟ جوابی نشنید.

رفت جلوتر و دوباره پرسید، باز هم جوابی نشنید.

باز هم جلوتر رفت و از فاصله 2 متری پرسید: عزیزم شام چی داریم؟ باز هم جوابی نشنید.

باز هم جلوتر رفت و سوال را تکرار کرد. از هم جوابی نیامد.

این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چی داریم؟

زنش گفت: مگر کری؟ برای پنجمین بار می کویم : خوراک مرغ!

نتیجه اخلاقی: مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر می کنیم در دیگران نباشدو عمدتا در خود ما باشد!!!