کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٤/٧/۱

نظری به کار من کن

کلمات کلیدی :شعر ناب، شعر زیبا، غزل عطار، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته شعر عطار


نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت
همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کارم

اگر به دستگیری بپذیری اینت منت
واگر نه رستخیزی ز همه جهان برآرم

چه کمی درآید آخر به شرابخانه‌ی تو
اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم

چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی غم
که درین چنین مقامی غم توست غمگسارم

ز غم تو همچو شمعم که چو شمع در غم تو
چو نفس زنم بسوزم چو بخندم اشکبارم

چو زکار شد زبانم بروم به پیش خلقی
غم تو به خون دیده همه بر رخم نگارم

ز توام من آنچه هستم که تو گرنه‌ای نیم من
که تویی که آفتابی و منم که ذره‌وارم

اگر از تو جان عطار اثر کمال یابد
منم آنکه از دو عالم به کمال اختیارم


۱۳٩٤/٦/۳۱

روز عرفه

کلمات کلیدی :دعای عرفه، امام حسین، کربلا، وعده عشاق

روز عرفه کربلا امام حسین خدا

روز عرفه (شناخت خدا)

روز عرفه فرصت مناسبی برای نیایش با خداوند است و بیش از هر چیز باید مشغول خواندن دعاهای معتبر و گفتگوی صمیمانه با خدا بود.

خواندن دعای عرفه بیش از همه سفارش شده، که متن این دعا و نگاه امام حسین (ع) به بندگی و خداوندی، بهترین آموزگار شناخت خداوند است.

در روایت های معتبر دینی تاکید شده است که خداوند، هر چند میزبان حاجیانی است که برای زیارت خانه او آمده اند؛ اما در روز عرفه، اول به کسانی عنایت می کند که به زیارت حضرت امام حسین (ع) رفته اند. 



۱۳٩٤/٦/۳۱

دزد منصف

کلمات کلیدی :داستان حکیمانه، حکمت، داستان پند آمیز، عکس متحرک

عکس متحرک گربه

گویند روزی دزدی در راهی، شخصی را دید و بسته ای از او دزدید که در آن

چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن...

دزد بسته را به صاحبش برگرداند !

او را گفتند: چرا این همه مال را از دست دادی ؟

گفت : صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند...

من دزد مال او هستم ، نه دزد دین او.

اگر آن را پس نمی دادم و درعقیده ی صاحبش، خللی می یافت،

آن وقتمن، دزد باورهای او نیز بودم...

                             و این دور از انصاف است...



۱۳٩٤/٦/۳۱

بــچه هــا یــادش بخیـــر

کلمات کلیدی :مدرسه، خاطرات قدیم، خاطره خنده دار، بچه های قدیم

مدرسه معلم دانش آموز تخته سیاه

یادش بخیر،

پشت دفترای قدیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:
"تعلیم و تعلم عبادت است"

*********

"بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده"
جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس و حال عجیبی داشتیم ،
اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !

*********

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود
ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس
ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

*********

یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم
و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ،
شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛
اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!

*********

یادتون میاد ؟؟؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو
که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد ...

*********

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد
خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم ...
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست
بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

*********

📚💼 

یادش بخیر 

یاد همه اون روزها ...

یاد معلم ها.... 

یاد مدرسه ....

یاد همکلاسی ها ... 

 

 



۱۳٩٤/٦/۳٠

پــاییـــز

کلمات کلیدی :فصل بهار و پاییز، شعر کوتاه عاشقانه، شعر نو، عکس نوشته

پاییز عکس نوشته

پـــاییـــز 

با هر چه در او هست

بـــهاران مــــن اســت،

وقتـــی تـــو بیـــایـــی

*****

ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی

گه فصل خزان و گه بهار آوردی

 

مردان جهان را همه بردی به زمین

نامردان را بروی کار آوردی

از ابوسعید ابوالخیر



۱۳٩٤/٦/۳٠

یادگار کربلا

کلمات کلیدی :شعر امام باقر، اس ام اس تسلیت، عکس نوشته مذهبی، یادگار کربلا

عکس نوشته مذهبی امام باقر

ای خـــیل کبـــوتران غــم!... بــرگردید!

از بــــاغ بقیـــع محتـــرم، بــــرگردیــد!

هر چند که « دستــه گـل»، فراوان دارد

...« گلدسته» ندارد این حــرم، برگردید!



۱۳٩٤/٦/٢٩

گلهای اطرافتان

کلمات کلیدی :چسب زخم، مرده پرستی، لذت زندگی، عکس متحرک

شمع عکس متحرک

چندین و چند سال با همیم. می نشینیم، می ایستیم، می خوابیم و خاطره های مشترکی داریم که نمی شود قیمتشان را تعیین کرد؛ بس که ارزشمندند ...

اما تا کسی از ما می میرد، حتی حاضر نمی شویم یک شب را کنار جنازه اش بمانیم. با آنکه می دانیم مرده است و محال است از جایش بلند شود.

ما، زود از هم سیر می شویم و به قول نویسنده مشهور، اگزوپری، در شازده کوچولو، نمی توانیم درست و حسابی، از گلمان نگهداری کنیم.

به گلهای اطرافتان نگاه کنید!.... قدرشان را می دانید؟ ... اگر یک ساعت دیگر، یکی شان ، به هر دلیلی از دنیا برود، چه کار می کنید؟ می بینید؟!... با این که دلمان از گلهای زندگی مان گرفته، نمی توانیم  یک ساعت نبودنشان را تحمل کنیم. جای خالی عزیزانمان را نمی توانیم ببینیم؛ پس بهترین راه این است که از همه « بگذریم»... از همه تلخی هایی که از اطرافیانمان در دل داریم.

بگذاریم مهرشان بیش از گذشته در دلمان بنشیند... و در یک کلام تغییر کنیم.



۱۳٩٤/٦/٢٩

عشق رازیست ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، پست عاشقانه، شعر غزل، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته شعر فاضل نظری

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند 
 قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
 چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

فاضل نظری



۱۳٩٤/٦/٢۸

شروع دوباره

کلمات کلیدی :عکس نوشته، سخنان زیبا، جملاتی زیبا برای تغییر، تقویم

عکس نوشته جمله انگیزشنی

امروز آخرین شنبه تابستان

6 ماه اول سال گذشت،

این چند روز فرصت داریم برای فکر کردن و جمع بندی این شش ماه و برنامه ریزی برای شروع دوباره ...

اول مهر نزدیکه ... 



۱۳٩٤/٦/٢۸

آدم های خاص

کلمات کلیدی :عکس نوشته های زیبا، جملات زیبا و مفهومی، جملات پندآمیز، مخاطب خاص

عکس نوشته



۱۳٩٤/٦/٢۸

شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز

کلمات کلیدی :عکس نوشته شعر، شهریار، شعر عاشقانه، انتظار

عکس نوشته شعر انتظار شهریار

تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم

دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم

بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم

شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم

طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم

شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم

استاد شهریار



۱۳٩٤/٦/٢۸

بـــاران

کلمات کلیدی :عکس نوشته شعر، شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، شعر عاشقانه

عکس نوشته کتاب شعر

تــو آن شــعری

که مــی خــوانم تــو را

و زود مــی آیــی

کــنار اشــک هــایــم!

بـــی صـــدا؛

آرامــــ و پــنهانــی ...



۱۳٩٤/٦/٢۸

بادبادک

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، جملات زیبا و مفهومی، جمله ناب

عکس نوشته دریا بادبادک جمله تاثیرگذار

آن جایی که باد نمی وزد، آدم ها دو دسته می شوند؛

آن هایی که بادبادکشان را جمع می کنند

و آن هایی که می دوند تا بادبادکشان بالا بماند.



۱۳٩٤/٦/٢٦

زندگی مدرن

کلمات کلیدی :عکس های طنز، کاریکاتور، عکس مفهومی، سرگرمی مدرن

عکس های طنز و کاریکاتور



۱۳٩٤/٦/٢٦

خوشبخت !

کلمات کلیدی :عکس نوشته های زیبا، خوشبختی، جملات خیلی کوتاه، جملات زیبا و مفهومی

عکس نوشته خوشبختی



۱۳٩٤/٦/٢٥

باشگاه حقیقی

کلمات کلیدی :عکس های طنز، عکس های خنده دار، بدن سازی، کاریکاتور

عکس مفهومی کتاب



۱۳٩٤/٦/٢٤

پای کسی در حریم

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، شماره دوست دختر، عکس متحرک، gif images

تصاویر متحرک

هر بار که تلفن همراه دوست عاشق و « تازه متاهل شده » مان زنگ می زد،

همه دستش می انداختیم و شوخی می کردیم. هم خودش می خندید و هم ما می خندیدیم.

یک سال بعد، هر وقت تلفن همراهش زنگ می زد، از ما جدا می شد و در گوشه ای خلوت، طوری حرف می زد که نمی فهمیدیم پشت خط خانم است یا آقا!

یک روز که تلفن همراهش را روی میز گذاشته بود و برای برداشتن کیف جامانده، از توی ماشینش بیرون رفت، تلفنش زنگ زد.

یکی از دوستان، اسم روی نمایشگر را خواند و نیشخندی زد و گوشی را برایش برد.

بعدها که به شوخی، ماجرای ارتباط نزدیکش را با خانم پشت خط پرسیدیم، خیلی راحت گفت:

- دوستمه!

مرد خندان، از همان روز به بعد، ارتباطش را با دوستمان قطع کرد و می گوید:

- کسی که نمی تونه به تعهد قلبی خودش وفادار بمونه، چطور می خواهد دوستیش رو حفظ کنه؟!... سنش هم از تذکر گذشته.

... البته به دوست فضولمان هم به خاطر خواندن اسم روی نمایشگر، حسابی توپید!



۱۳٩٤/٦/٢٤

نگاه اول ...

کلمات کلیدی :عکس خطای دید، عکس نوشته، عکس روانشناسی، عکس های مفهومی

عکس خطای دید



۱۳٩٤/٦/٢۳

دل از این شکسته تر ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته دعا، ارتباط با خدا، خدایا کمکم کن، نثر عاشقانه

عکس نوشته دعا

خدایــا!

به یأس بگو که رهایمان کند، به خستگی بگو که دست از سرمان بردارد و به شیطان بگو که ما از آن توایم، امید نبندد.

خدایــا!

ما را گرفتار فتنه های آخر الزمان و مکر لیل و نهار مساز.

خدایــا!

خسته ایم. دلگشاتر از تو کیست؟!

در مانده ایم. کریم تر از تو کجاست؟!

خدایــا!

گفتی که دل شکسته باید آورد.

یعنی دل از این شکسته تر می خواهی؟

خدایــا!

بسته به یک گردش نگاه توست، کمال ما ...



۱۳٩٤/٦/٢۳

ماهی مرده ...

کلمات کلیدی :جملات مفهومی، موفقیت، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس نوشته

عکس نوشته جملات انگیزشی ،موفقیت

 

داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، چیز خوبی است ولی

عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است.

پرفسور حسابی



۱۳٩٤/٦/٢۳

سالهاست ....

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، عکس نوشته زیبا، عکس نوشته عاشقانه

عکس نوشته شعر عاشقانه

 

بــرگرد که بـعد از تــو نــگاهم نـــگران است

چـون بــرگ درختی که پریشان خــزان است

دیــدار تــو عــید است ولــی حــال و هـــوایم

مــــانند شــــب آخـــر مـــاه رمـــضان اســـت



۱۳٩٤/٦/٢۳

مسیح دم

کلمات کلیدی :شعر زیبا، امام جواد علیه السلام، اس ام اس امام جواد، عکس نوشته مذهبی

عکس نوشته مذهبی شهادت امام جواد

آقای مهربان و « یا کریم » ها!

.... ای یاد تو پناه دلم از قدیم ها!

بیرون خانه تو ... « شکسته »، نشسته ایم ...

.... بر شاخه های خشک درختان و سیم ها ...!

آه ای بهار گم شده باغهای زرد! ...

... قهرند با خزان گلستان، نسیم ها

در حسرت نگاه تو، انبوه « خواسته » ...

.... محتاج دست های تو دست کریم ها

لبریز واژه ام ... به زبانم نمی رسند....

... بردار از میان من و خود، حریم ها

یک جرعه از نسیم نفس را نثار کن ...

.... ای زنده مسیحِ دمِ تو: حکیم ها!...

ای آخرین امید دل بی قرارها!...

دست مرا بگیر در انبوه بیم ها!



۱۳٩٤/٦/٢٢

سال ها پیش ...

کلمات کلیدی :فیس بوک، عکس طنز، زندگی مدرن، کاریکاتور

کاریکاتور عکس طنز تلخ فیسبوک

روزی روزگاری بود که window فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود و application روی کاغذ نوشته میشد.

دورانی که keyboard نوعی پیانو بود و mouse فقط یک حیوان..

سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای.

وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste توسط چسب...

زمانه ای که web خانه عنکبوت بود virus فقط سرماخوردگی..

موقعی که apple و blackberry فقط میوه به حساب میومدن..!!

 وقتی که game بازی های توی کوچه بود ...

موقعی که بازی می کردیم برای شاد بودن نه برای امتیاز جمع کردن 

تفریح های قدیم ترا باعث نشاط و لبخند می شد اما بازی های الان باعث چاقی و سردرد و....

 

یادش بخیـــر

اون زمانها ؛ ما وقت بسیار زیادی ... برای بودن با خانواده داشتیم!



۱۳٩٤/٦/٢٢

روزهای سخت ...

کلمات کلیدی :جملات امیدوار کننده، زیباترین جملات، جملات حکیمانه، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته جملات تاثیرگذار

هیچ چیز در دنیا به اندازه

ذهـــن خــودتـــان

نمی تواند شما را اذیت کند.



۱۳٩٤/٦/٢٢

قهوه زندگی ...

کلمات کلیدی :داستانک، داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان دانشجویی، عکس متحرک

عکس متحرک

 
چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و 
زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان 
دیداری تازه کنند.

آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان هم شکایت از زندگی بود.
استادشان در حین صحبت آنها قهوه آماده می کرد. او قهوه جوش را روی میز گذاشت و از دانشجوها
 خواست که برای خود قهوه بریزند.

روی میز لیوان های متفاوتی قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان های دیگر.
وقتی همه دانشجوها قهوه هایشان را ریخته بودند و هر یک لیوانی در دست داشت، 
استاد مثل همیشه آرام و با مهربانی گفت...

بچه ها، ببینید؛ همه شما لیوان های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان های زمخت 
و ارزانقیمت روی میز مانده اند.

دانشجوها که از حرف های استاد شگفت زده شده بودند، ساکت بودند و استاد حرف هایش 
را به این ترتیب ادامه داد: 
«در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید قهوه بود و نه لیوان.
اما لیوان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به لیوان های دیگران هم بود.
زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. 
این ظرف ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد.

البته لیوان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تاثیر خواهند گذاشت،
اما اگر بیشتر توجه تان به لیوان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید 
و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. 
پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از لیوان بردارید و در حالیکه چشم هایتان را بسته اید، 
از نوشیدن قهوه لذت ببرید.»
فرقی نمی کنه چایی و قهوه زندگیتون تو چه ظرفی نوش جان می کنید .... 
فنجان طلایی یا ظرف یک بار مصرف یا چینی بند زده ....
امیدوارم همیشه چایی و قهوه زندگیتون گرم و شیرین، لبتون خندون و دلتون شاد ...


۱۳٩٤/٦/٢۱

رسمی نباش پیش من ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، عکس عاشقانه، دختر پسر قدیمی

عشق واقعی دختر پسر قدیمی

رسمی نباش پیش من ... اینجا اداره نیست
قلبم سند به نام تو خورده ، اجاره نیست

شاید گناه می شود این بوسه ها ولی
آنجا که عشق امر کند ، هیچ چاره نیست

عشقِ نهفته در دلِ " من دوست دارمت "
ما بین صد هزار نهاد و گزاره نیست

تا نور آسمان منی در کنار تو
یک ذره احتیاج به ماه و ستاره نیست

در چشم هات عشق نفس می کشد ولی
ابراز دوستی که به ایما اشاره نیست

با بوسه هات کار دلم را تمام کن ..
" در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست "

حانیه دری



۱۳٩٤/٦/٢۱

دوباره از سر ...

کلمات کلیدی :جملات زیبا و مفهومی، جملات تاثیرگذار، عکس مفهومی، جملات امیدوار کننده

پرنده پرواز عکس مفهومی

خوراک روزای سختم که تهش میرسن به شبهــای بدتر

من !

خوراکمه زمین بخورم!

تا پاشمو

وایسَـمو

دوباره از سر...



۱۳٩٤/٦/٢۱

همـه ی الان من

کلمات کلیدی :جملات زیبا، جملات عاشقانه، دختر پسر قدیمی، عکس عاشقانه

اگه من گوشــه ای از تنـهایی توام

تو همـــه ی الان منی

 عکس عاشقانه دختر پسر قدیمی

همــــــــــــــــــــــــــه ی الان من



۱۳٩٤/٦/٢٠

... آغاز می کنم

کلمات کلیدی :شعر ناب، شعر عاشقانه، شعر زیبا، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته شعر پنجره

من ...
روز خویش را ...
با آفتاب ِ روی تو ...
کز مشرق ِ خیال دمیده است ،
آغاز می کنم !!
من ...
با تو می نویسم و می خوانم ؛
من ...
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من ...
جای راه رفتن ...
پرواز می کنم !!

آن لحظه ها که مات ...
در انزوای خویش
یا در میان جمع ،
خاموش می نشینم ؛
موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم !

گاهی میان مردم . . .
در ازدحام شهر ...
غیر از تو هرچه هست ...
فراموش می کنم ... !!!

فریدون مشیری


۱۳٩٤/٦/۱٩

فنجان چایی

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، تصاویر متحرک، gif images

GIF ، فنجان چای تصاویر متحرک

این جهان فنجان

زندگی چون چایی 

عشق چون حبه قند

که اگر حل نشود در دل چایی 

زندگی تلخ شود

و اگر حل شود اندر دل چایی

زندگی شیرین است

و اگر لعل لعبت بر لب فنجان برسد

لب تو قند شود،

وان زمان است که فنجان در دست همه زندگی را می نوشی 



۱۳٩٤/٦/۱٩

معنی طوفان

کلمات کلیدی :جملات زیبا، سخنان حکیمانه، جملات تاثیرگذار، طوفان

طوفان و tornado

از طوفان که درآمدی دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی؛

 

معنی طوفان همین است...




۱۳٩٤/٦/۱٩

مردم چی میگن ؟!

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، ارتباط با خدا، جملات مفهومی، مناجات زیبا

عکس نوشته حکیمانه مردم چی میگن

ای خداوند مُثیب!

مردم چه در دست دارند، که آدمی دل به پاداششان خوش کند؟!

کار مردم را هم برای تو باید کرد.

تویی که مالک همه چیزی و بهترین پاداش دهنده و سپاسگذار.

تویی که برای در گذشتن و پوشاندن، دنبال بهانه می گردی و برای بخشیدن و پاداش دادن نیز ... دنبال بهانه.

( مُثیب : عطا کننده - جزای نیک دهنده



۱۳٩٤/٦/۱٩

لایــــک ! ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته های زیبا، ارتباط با خدا، جملات مفهومی، فیس بوک

عکس نوشته لایک

ای خدای عزّت و ذّلت!

خلقی بر این گمانند که عزت را خود به دست می آورند و حیثیـت را خود کسب می کنند. این گمان باطل را در دل خلایق فرو بریز تا جز به دامان تو نیاویزند.

ای « تُعِزُّ مَن تَشاء » و ای « تُذِلُّ مَن تَشاء ».



۱۳٩٤/٦/۱۸

تو مو می بینی و من ...

کلمات کلیدی :کاریکاتور، عکس مفهومی، عکس طنز، واقیعیت

بـــدون شـــرح ...

کاریکاتور مسیر آسان و سریع مفهومی



۱۳٩٤/٦/۱۸

گُم شُدید؟؟!!!

کلمات کلیدی :text images، عکس نوشته زیبا، زیباترین جملات، درباره خدا

text images عکس نوشته انگلیسی تنهایی و خدا

 

شما ممکنه احساس کنید که گم شدید و تنهایید،

ولی خدا می دونه شما کجایید و براتون نقشه های خوبی داره.



۱۳٩٤/٦/۱۸

شاید تو برگشتی ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، شعر کوتاه، شعر شهریور

حوض گلدان شمعدانی در حیاط قدیمی

لــب تشنه خوابیدند پای حــوض  گلــدان ها 
شــاید تــو بــرگشتی و بــرگشتند بـــاران ها 

شــاید تــو بــرگشتی و شهریور خـنک تر شد
دنیـــــا کمــی آرام شــد خـــوابید تــوفانــــها 

شـــاید تــو بــرگشتی و مثــل صبـــح روز عـید 
پــــر کـــرد ذهـــن خانه را تبـــریک مهمــان ها 

آن وقــت دور ســفره مـی گویند و مــی خندند 
بشقاب ها ، چـنگال و قاشق ها ، نمک دان ها 

آن وقــت عـــطر چــای لاهیجـان و لـیمو ترش

آن وقـــت رفـــت و آمـــد شیــرین قـــندان ها



۱۳٩٤/٦/۱٧

تــو ماهــی و مـن ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، نقاشی، ماه و ماهی، شعر ماه

ماهی حوض ماه نقاشی

تــو ماهــی و مـن ماهـی این برکـه ی کــاشی

انـــدوه بــزرگـی ســت زمـــانی کــــه نبـــاشی

آه از نفــــس پـــاک تـــو  و صبــــح نشــابــــور

از چـــشم تـــو و حجـــره ی فیـــروزه تراشـــی

پلکــــی بـــزن ای مخــزن اســرار کـه هـر بــار

فیـــروزه و الـــماس بــه آفـــاق بپــــاشـــــــی

ای بـــاد سبـــک ســـار مـــرا بگــذر و بگــــذار 

هشـــدار کــه آرامـــش مــــا را نخـــراشــــــی

هــرگــز بـــه تـــو دستــم نرســد مـــاه بلنــــدم

انــدوه بــزرگــی ســت چــه بــاشی چه نبـاشی



۱۳٩٤/٦/۱٧

چقــدر تنهایم !

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، شعر کوتاه ناب، شعر تنهایی

عکس کفش در راه پله و تنهایی

میان این همه مهمان ،

چقــدر تنهایم !

وقتی ،

در بین این همه کفش ...

کفش های تو

.... نیست !



۱۳٩٤/٦/۱٧

مگه فضولی ؟؟...

کلمات کلیدی :متن کوتاه، نکته های کوچیک زندگی من، عکس مفهومی، جملات فلسفی

فضول به کسی گویند که در اموری دخالت کند که حد یا حق او نیست..

فضولی نیز به معنی دخالت کردن در اموری است که به او مربوط نمی شود !

 

عکس سکوت ، چسب روی دهن
وقتی با فردی برمی خورید که فضول است، به جای این که اجازه دهید با رفتارش بقیه روزتان را خراب کند با چند روش کاملا موثر می توانید از شرش خلاص شوید:

1-موضوع مورد بحث را  به سرعت عوض کنید.

2- پاسخ های مبهم بدهید.
مجبور نیستید بابت هر پرسش، پاسخی واضح و روشن بدهید.


3- نفس عمیقی بکشید و سکوت کنید.
هیچ کس نمی تواند شما را مجبور به پاسخ دادن کند. بگذارید همین طور سوال بپرسند، وقتی شما به هیچ یک از سوال هایشان پاسخ ندهید بالاخره می فهمند که دیگر فایده ای ندارد و دست از سرتان برمی دارند.

4- حد و حدودشان را مشخص کنید.

5-روراست باشید.
خیلی راحت و بدون رودربایستی به او بگویید دوست ندارید در مسائل زندگی تان دخالت کند و سوال های شخصی بپرسد.

__________________

خودشان معتقدند فقط کمی کنجکاو هستند و البته خیرخواه دیگران.

دیگران اما آنها را با عنوان دیگری می شناسند. فضول... 



۱۳٩٤/٦/۱٧

باید تمرین کنم ...

کلمات کلیدی :مثبت اندیشیدن، نکته های کوچیک زندگی من، متن کوتاه، عکس مفهومی

عکس زمان و ساعت

باید تمرین کنم ...

کمر همت را ببندم و مکث کردن را تمرین کنم... قبل از انجام هر کاری یا عملی، سه ثانیه مکث کنم.

مثلا تشنه ام و لیوان آبی در دست دارم، قبل از آنکه آب را بنوشم سه ثانیه مکث کنم.

کسی ازمن سؤالی پرسید، سریع نـه..! سه ثانیه مکث کرده، سپس جواب دهم.

خیلی خیلی گرسنه ام،قبل از به دهان گذاشتن هر لقمه غذا، سه ثانیه مکث کنم.

درماشین نشسته ام و خیـلی هم عجله دارم، قبل از روشن کردن ماشین، سه ثانیه مکث.. بعد ماشین را روشن کنم.

این مکث های سه ثانیه، باعث افزایش قدرت و صبرم میشود و در نتیجه باعث ماندگاری و افزون شدن انرژی مثبتم خواهد شد.


میخواهم در این کار ممارست بخرج دهم تا ملکه ذهنم شده و در حافظه ام ثبت شود.

مهم ترین فایده مکث سه ثانیه برای من ، جلوگیری از بروز خشم وعصبانیت ست و به من ترمزی میدهد که در لحظات سخت خودم را کنترل کنم.

 

تو هم سه ثانیه رو فراموش نکن...



۱۳٩٤/٦/۱٧

زائر مشروب خور!!!

کلمات کلیدی :داستان توبه، داستان زیبا، امام رضا، مشروب خور

سلام، اول از هر چیز عذر خواهی بابت اینکه این داستان یکم طولانیه، ولی تونستید وقت بذارید و بخونید ...

در جواب نظرات یکی از خوانندگان در پست « کیا عازم هستند» این داستان زیبا تقدیم میشه به همه عاشقان امام رضا (ع) ....

عکس حرم امام رضا در زمستان

اسم گروهمان را گذاشته ایم هشل - هفت، برای اینکه جمعا هشت نفریم ولی اغلب یکی مان به یک دلیل غایب است. بیشتر بودیم ، حدود 20 نفر بودیم،بچه ها یکی یکی آب رفتند تا همین هشت نفر ماندیم.

آخرین نفر دو سال پیش از جمع جدا شد، سامان ناغافل از تهران رفت مشهد.

چند تایی رو هم خودمان تاراندیم، برای اینکه مرام نداشتند.تنها چیزی که ما را به هم پیوند می دهد، رعایت آداب رفاقت و رسم و رسومات الواطی است.عرق را باید با مرد خورد.

اگر پای عرق خوری آدم، مرد نباشد، لوطی نباشد، دهانش چفت و بست نداشته باشد روز بعد همه حیثیت آدم روی داریه است.

به قول ایرج : کسی که سبیل ماستی شو با آستر پای کتش پاک کنه لوطی نیست، جاهله. لوطی باید تو همه کارا مرام داشته باشه.

بگذریم، قرار گروه ما اینه که هر دو سه هفته یک بار می زنیم بیرون و یک جای باصفا اتراق می کنیم و عشق وحال و باقی قضایا...

صبح روز شنبه ای هوشنگ تلفن زد که : مراسم الواطی این هفته مشهد. هم زیارت آقا هم عشق و صفا.

گفتم : من یکی نیستم ،ببین من تو رفاقت و الواطی هیچ جا کم نیاوردم .... ولی حرمت آقا رو باهاس نگه داشت.

گفت: زبونم لال کی خواست بی حرمتی کنه به آقا؟ صبح پاک و پاکیزه میریم پابوس، شب هم میریم عرقمونو می خوریم

گفتم : پیش روی آقا روم نمیشه عرق بخورم.بی عرق هم که امورات ما نمیگذره پس فعلا زیارت ولش.

..... به ترتیب تا آخر هفته همه بچه ها یکی یکی تلفن و خواهش ... و منم می گفتم یا زیارت یا عرق خوری.

عاقبت راه افتادند و رفتند.

کل سفر سه روز بیشتر طول نکشید، اما انگار به اندازه جمع همه سفرهای گذشته بهشان خوش گذشته بود. در مجلسی نبود که نقل و خاطره اتفاقات شیرین سفر را نداشته باشند، آنقدر که کم کم داشتم حسرت می خوردم از نرفتن ...

تا این که شب نزدیکی های صبح، آقا آمد سراغم، خود آقا.... از جا پرید سلام کردم و عذر خواهی از این که به پابوسشان نرفتم.

سلام مرا به گرمی جواب دادند و گفتند: نیاز به عذر خواهی نیست، من آمده ام تشکر کنم از این که حرمت ما را نگه داشتی! و در ضمن دعوتت کنم که بیایی.

از خواب پریدم، دیدم ساعت حوالی پنج است. بی معطلی شال و کلاه کردم خودم را رساندم به فرودگاه.

می دانم فهم این قضایا و باورش برای آدم ها کار آسانی نیست، ولی من چه کار دارم به باور آدم ها.من دارم شیرین ترین لحظات زندگی خود را مرور می کنم.

... به تاکسی گفتم حرم! و سوار شدم.

راننده گفت : حالا چرا حرم ؟ نمیخوای اول استقرار پیدا کنی و ...

گفتم نه، بی تاب تر از اونم که بتونم یجا بند بشم.در ثانی آدم تا با صاحب خونه حال و احوال نکرده و رخصت نگرفته که نمیره تو خونه طرف لنگر بندازه.

راننده: درسته حرف و مرامت.

بعد شروع به صحبت کرد که چه لطف هایی آقا در حقش کرده و او هم عوض یا جبران تشکر نذر کرده  یک زائر آقا را در خانه خودش مهمان کند... گفت : دیشب آقا را در خواب دیده و مرا به عوان مهمان معرفی کرده.

بغض هر دومان ترکید و زدیم زیر گریه....

زیارت دلچسبی شد. همیشه آقا رو دوست داشتم ولی هیچ وقت این طوری خودم رو زیر سایه اش حس نکرده بودم.

صبح روز سوم ، همچنان که در حرم نشسته بودم و با آقا راز  و نیاز می کردم ضمن تشکر از مهمان نوازی آقا، گفتم: ولی آقا جون! همه چی این سفر پر و پیمون، نقصش فقط یه پیاله بود. و بلافاصله خجالت کشیدم از این همه بی حیایی ...

گفتم :هر چی بگی حق داری ولی تقصیر خودته آقا! انقدر تو مرام و آقایی تموم کمالی که آدم دلش می خواد همه سفره های دلشو پیشت وا کنه.

صبح روز چهارم، رفتم حرم از آقا تشکر و خداحافظی کنم.

در گوشم یه صدایی پیچید : سلام هشل هفت! سامان بود همان رفیق دیرینه...

اول یه سلام و احوال پرسی همراه فحش و قربون صدقه ،بعد منو دعوت کرد به خونش و منم گفتم میخوام برم و از اون اصرار و آخر حرفی زد که ...

گفت: میل خودته ولی این سفرت ناقص می مونه اگه دعوت منو قبول نکنی و خونه ما نیای...

یک ساعت بعد خانه سامان من گفتم: این سفر فقط همان یار دیرینه مان را کم داشت وگرنه ..

گفت : عرق؟ این که مهیاست، بعد بساط آماده عرق بود با همه مخلفات پیش روی من گذاشت، با ی استکان 

گفتم :چرا فقط ی استکان؟ گفت: من از وقتی اومدم پیش آقا جنس عشق و حالم عوض شده

گفتم : پس این بساط؟

گفت :واسئه توئه، تو عرق خواستی که آقا رسونده...

یاد حرفی افتادم که در حرم گفتم. بی اختیار محکم به دهان خود کوبیدم ....

با خوشرویی گفت: دیشب آقا تشریف آورده بودن به خوابم

گفتن: ما از فلانی پذیرایی کردیم ولی چیزی خواسته که کار ما نیست.

به آقا گفتم : آقا! توی این سه روز کم از خجالت آبمون کرده بودی که با این کار آخری، خاک مالمون کردی؟!

اگه لوطی گری اینه که تو داری، همه لوطی های عالم باید بزنن بغل.

به کرمت قسم، که اگه اون بشه نوشدارو و من بشم مریض رو به موت، دیگه بهش لب نمیزنم.

 

برگرفته با تلخیص از مجموعه داستان« سری که درد ... می کند» (سید مهدی شجاعی)



۱۳٩٤/٦/۱٦

یـک شـایــد

کلمات کلیدی :میرزا اسماعیل دولابی، جملات بزرگان، ارتباط با خدا، عکس نوشته مذهبی

عکس نوشته میرزا اسماعیل دولابی

خــداوند غیـــور اســت 

اگر دل کسی در دام محبت جز او گرفتار شود 

خدا یا عیوب آن را آشکار میسازد تا دل از آن برگیرد 

یا حادثه ای می فرستد تا آن را از سر راهش بردارد

 

*** 

سوال نکن !     شاید خدا به تو بفهماند 

گـدایــی نکن !     شاید خدا غنــی ات کنـــد 

به قلبت فشار نیاور !    شاید خدا مشکلت را رفع کند 

چـه در امور دنیوی و چـه در امـور اخـروی ، یـک شـایــد ، کنار زندگی ات بگـذار

 
 

 



۱۳٩٤/٦/۱٦

خدایا!

کلمات کلیدی :دل نوشته های کوتاه، ارتباط با خدا، جملاتی زیبا برای خدا، عکس نوشته زیبا

 عکس تخته سیاه و مناجات

خدایا!

ما درد مشترک داریم

من هم مثل خودت، تنهای تنهام

خدایا!

این همه لایک تو کیسه من ریختی

شرمنده ام که آن ها را خرج همه کرده ام

الا تو

خدایا!

ممنونم که اسمت دواست و ذکرت شفا

استامینوفن کیلویی چند؟!

خدایا!

همشه حق با توست

نه با مشتری



۱۳٩٤/٦/۱٦

دوباره سبز می شویم !

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، قیصر امین پور

عکس شکوفه گل

 

این قرار داد

تا ابد میان ما

برقرار باد

چشم های تو به جای دست های تو !

من به دست تو

آب می دهم

تو به چشم من

آبرو بده !

من به چشم های بی قرار تو

قول می دهم ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!

 

قیصر امین پور


۱۳٩٤/٦/۱٦

کیا عازم هستند؟؟

کلمات کلیدی :شعر امام رضا، زیارت امام رضا، شعر زیبا، عکس نوشته امام رضا

عکس نوشته حرم امام رضا و زیارت

 

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
با ذکر یا حسین به مشهد سفر کنید


خود رامیان صحن رضا در به درکنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظرکنید

داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم 
آماده زیارت مخصوصه میشویم

باید تمام همت خود را به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست


با جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست

درطوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما

شکر خدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد


پیش رضا کنار خداییم تا ابد
ما راهیان کرببلاییم تا ابد

درصحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کرد و روادید ما رسید

ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن


یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن

آنجا برات کرببلا زود میرسد
هِی خون دل نخور بخدا زود میرسد

آقاخودش غریب وبه فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست


هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده ازمزاحمت نانجیب هاست

یک عمّه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

 

سیدپوریا هاشمی



۱۳٩٤/٦/۱٥

زندگی یک فــهم است

کلمات کلیدی :زیباترین جملات، جملات کوتاه، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس نوشته

عکس نوشته موفقیت و آدمهای موفق

دیگران هم به فرصت ها فکر کرده اند؛

اما موفقیت سراغ کسی می آید که پیش از دیگران دست به عمل بزند.

×××

زندگی یک فــهم است.

فکر زنجیـــر کنی یا پـــرواز...

در همــان خواهـی ماند .





۱۳٩٤/٦/۱٥

چشم هایت را ببند

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، عکس نوشته، رضا کاظمی

عکس نوشته شعر کوتاه

همه فکر می کنند این شعر ها برای توست

حــال آن که مــن هنــوز

بــرای از تـــو نوشتــن

مشـــق مـــی کنــم.

 

 ****

دلـــتنگ کــه مــی شوی 

چـــشم هایت را ببنـــد.

مثـــل یک عـکس فـــوری،

فـــوری ظــاهر مـی شوم

 

****

انــــار

فصـل ندارد

هر وقت تــو بخندی

مـــی شکفـــد! 

 

رضا کاظمی



۱۳٩٤/٦/۱٥

بی هوا، دلم هوایت می کند.

کلمات کلیدی :جملات طنز، جملات زیبا و مفهومی، کاریکلماتور، اس ام اس طنز

عکس اشکال کاغذی و اریگامی

1- من به تو نمی آیم، تو به «خودت» بیا.

2- برای از یاد بردن خطراتت، مغزم را« فرمت» کردم.

3- بی هوا، دلم هوایت می کند.

4- ته دلش « قرص » بود، انگشت زد، بالا آورد.

5- یادم می رود، وقتی می خواهم فراموشت کنم.

6-اوقات « تلخ » فرهاد را با طنز « شیرین » می کنم.

7-تا « خاک » می شوم، غرورم آسفالت می شود.

8-چشمم آب نمی خورد، برایش «رانی» خریدم.

9- چون سوال هایش « بودار » بود، به جواب هایش عطر زدم.

10-« شادی » و « امید » را روحانی با هم محرم کرد.

11-داشتم از فکرت رد می شدم که دلت بوق زد.

12- « فرهاد» قندان اش را با حرف های « شیرین » پر می کند.

13- با من سر و کله « می زد »، من هم بنا گوش.

14- کچل ام کرد تا به اصلاح رضایت دادم.

---------------------------------

کاریکلماتور چیست؟

عضوی از خانواده طنز و برداشتی است  کاریکاتوری و طنز آلود از زندگی روزمره که بیشتر مبتنی بر بازی های زبانی است.



۱۳٩٤/٦/۱٤

دیوارهای شیشه ای

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، درس زندگی، خود باوری، داستان زیبا

عکس تنگ ماهی در ساحل دریا

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه اى در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى کرد، همان دیوار شیشه اى که او را از غذاى مورد علاقه ش جدا مى کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن وى آکواریوم نیز نرفت!!!

می دانید چرا؟
دیوار شیشهاى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سختتر و بلندتر می نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود!

باوری از جنس محدودیت! باوری به وجود دیواری بلند و غیرقابل عبور! باوری از ناتوانی خویش.



۱۳٩٤/٦/۱٤

برای خودت دعا کن

کلمات کلیدی :عکس نوشته های زیبا، دعا، دل نوشته های کوتاه، ارتباط با خدا

عکس نوشته رحمت خدا در قرآن

برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛ 

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی....

 

 



۱۳٩٤/٦/۱٤

خوب بودن

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، خوب بودن، جملات سنگین

عکس سر چند راهی

وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛

زمین هم نمیخوری واینزمین نخوردن " محصول سکون است نه مهارت!

وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛

اشتباه هم نمیکنی و این اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب !

خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی...

خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا میکند .

 



۱۳٩٤/٦/۱٤

عشق دروغی؟!!!

کلمات کلیدی :text images، عکس نوشته های زیبا، جملات تاثیرگذار، جملات ناب

عکس نوشته انگلیسی text images

 

من نمیدونم مردم چطوری میتونن وارد رابطه عاشقانه دروغین بشن.

من حتی نمیتونم به کسی که دوستش ندارم یه سلام الکی بدم.



۱۳٩٤/٦/۱٤

بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند

کلمات کلیدی :شعر امام زمان، عکس نوشته امام زمان، انتظار، ظهور امام زمان

عکس نوشته امام زمان و شعر کوتاه

ای التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ی ما دوازده 

من حقم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده

با چند نمره باشد اگر، رد نمی شوی
یک، دو، سه... هفت، هشت، نه آقا دوازده

بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده

ثانیه های کند، توسل می آورند
یا «صاحب الزمان خدا»، یا «دوازده!»

حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی ست
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟

امروز اگر نشد ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا، دوازده

 



۱۳٩٤/٦/۱٤

به تو فکر می کنم...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر ناب، عکس نوشته های زیبا، جملات سنگین

عکس نوشته شعر کوتاه عاشقانه

به رسیدن فکر نمی کنم

به تو فکر می کنم

و می رسم!..

***

این که می نویسم

نامه نیست، خیال است

کاش به انتهای سطرها که می رسم

تو لااقل خیال نباشی

بیایی!

 

رضا کاظمی



۱۳٩٤/٦/۱٤

امروز را از دست ندهید!

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، جملات امیدوار کننده، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس نوشته های زیبا

عکس نوشته انگیزه ، امید بخش

جمعه بهترین روز هفته است!

می توانید برای هفته ی کاری پیش رو ، برنامه ریزی کنید و هم زمان تفریح  هم داشته باشید.

امروز را از دست ندهید! 



۱۳٩٤/٦/۱۳

خدا منتظره!

کلمات کلیدی :ارتباط با خدا، صحبت با خدا، مناجات زیبا، دلنوشته

عکس دعا ،قنوت و خدا

خدایا!

امان از این همه حجاب! حجاب جهل، حجاب علم، حجاب عمل، حجاب عُجب، حجاب نان و نام و مقام، حجاب آبرو...

تا وقتی که این پرده ها هست، دیدار تو ممکن نیست.

ما عاجزیم از دیدن این پیله ها که به دور خود تنیده ایم. خودت ما را برهان.

خدایا!

همه ی عشق ها، جاده ها منتهی به توست. موانع را از پیش پای وصال بردار.

خدایا!

سبک آمده ام و با دست های تهی، سنگین بازم گردان.

خدایا!

سنگین آمده ام و با کوله باری از گناه، سبک بازم گردان.

خدایا!

بازم مگردان!



۱۳٩٤/٦/۱٢

او الان یک بازیگر است

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان کوتاه، حقیقت تلخ، درباره صداقت

عکس اشکال با میخ

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟
جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم،برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...
مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...
مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست
!
یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند ...
از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!
وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی
قبل را مرور می کنیم !!!
سفارش های مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود...
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!

اما او دیگر با خودش « صادق » نیست.
او الان یک بازیگر است همانند بقیه مردم!!!



۱۳٩٤/٦/۱٢

لذت واقعی ...

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، عکس نوشته های زیبا، شعر کوتاه عاشقانه

عکس نوشته شعر کاظم بهمنی



۱۳٩٤/٦/۱٢

فکر منفی

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس نوشته های زیبا، مثبت اندیشیدن

عکس نوشته فکر منفی



۱۳٩٤/٦/۱٢

من دیگه حرفی ندارم!

کلمات کلیدی :عکس طنز، عکس های مفهومی، کاریکاتور، بدون شرح

کاریکاتور عکس طنز حیوان و انسان و طبیعت



۱۳٩٤/٦/۱٢

ندای قلب

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، کمک به هم نوع، داستان کوتاه، حکمت خدا

عکس معلول ویلچر،کمک به هم نوع

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان

کم رفت و آمدی می گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او

پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد!

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.

پپسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،

جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.

برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم".

"برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم".

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد ...

نتیجه اخلاقی : خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که وقت نداریم به ندای قلبمان گوش کنیم، او مجبور می شود بگونه ای عمل کند که شاید به مزاقمان خوش نیاید



۱۳٩٤/٦/۱۱

سلاااااام ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، جملات تاثیرگذار، دیالوگ فیلم، درباره سلام

عکس نوشته سلام کمال تبریزی



۱۳٩٤/٦/۱۱

بحران ندیدنت ...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، عکس مفهومی، درباره عشق

انتظار ، تنهایی و بحران

 

آشوب جـهان و جَنگ دنیـا به کنـار

بُحـران ندیدن تـو را من چه کـنم ..؟!



۱۳٩٤/٦/۱۱

تخته گاز نرو !

کلمات کلیدی :جملات زیبا و مفهومی، جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، جملات پندآمیز

عکس ماشین طنز

ماشین ات که جوش می آورد ..؛

حرکت نمی کنی.. کنار زده و می ایستی !

وگرنه ممکن است ماشین آتش بگیرد .

خودت هم همینطوری...

وقتی جوش می آوری ،عصبی و عصبانی می شوی ؛ تخته گاز نرو !

بزن کنار ! ساکت باش..! و هیچ نگو...

وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیان...

 



۱۳٩٤/٦/۱۱

من به آمار زمین مشکوکم ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، شعر امام زمان، اس ام اس امام زمان، عکس نوشته مذهبی

امام زمان و جمکران

امام صادق(ع): رسول خدا درحالی به سوی مردم آمد که سنگ

و کلوخها و چوب های تراشیده را می پرستیدند،

ولی در زمان مهدی (عج) مردم درحالی با او مواجه می شوند که همه

آنان کتاب خدا را علیه او تاویل می کنند و بر او احتجاج می نمایند.

الغیبه النعمانی/296

 

سلامتی و فرج "حضرت مهدی(عج)"صلوات



۱۳٩٤/٦/۱۱

دید آمریکایی و فکر ایرانی

کلمات کلیدی :داستان خنده دار، خلاقیت ایرانی، داستان طنز، ایران و آمریکا

عکس مفهومی قطار


سه نفرآمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس میرفتند. 
در ایستگاه قطار سه آمریکایی هرکدام یک بلیط خریدند، اما درکمال تعجب دیدندکه 
ایرانیها سه نفرشان یک بلیط خریده اند.
یکی از آمریکایی ها گفت: چطوراست که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟
 یکی از ایرانیها گفت: صبرکن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکاییها روی صندلی های تعیین شده نشستند، 
اما ایرانیها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند.
بعد، مامورکنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. و درتوالت را زد وگفت: بلیط، لطفا!
 بعد، درتوالت بازشد و از لای دریک بلیط آمد بیرون، مامور
قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. 
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشته مان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری 
پول هم برای خودشان پس اندازکنند. 
وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما درکمال تعجب دیدندکه 
آن سه ایرانی هیچ بلیط ی نخریدند. 
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطورمیخواهید بدون بلیط سفرکنید؟ 
یکی از ایرانیها گفت: صبرکن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطارشدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند 
توی توالت بغلی آمریکاییها و قطار حرکت کرد.
چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانیها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها
 و گفت: بلیط، لطفا!


۱۳٩٤/٦/۱٠

وضعیت نبودنت ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، شعر کوتاه عاشقانه، درباره عشق، عکس تهران

عکس گرد و غبار تهران



۱۳٩٤/٦/۱٠

شناخت شخصیت افراد با امضاء !

کلمات کلیدی :متن کوتاه، امضا، شخصیت شناسی، روانشناسی

امضا و شخصیت افراد

 
کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می کنند انسان های منطقی هستند
کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول می کنند و بیشتر
 غیر منطقی هستند
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسا نهای منظّم هستند
کسانی که با فشار امضاء می کنند در کودکی سختی کشیده اند
کسانی که پیچیده امضاء می کنند شکّاک هستند
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند
کسانی که در امضای خود فامیل م ینویسند دارای منزلت هستند
کسانی که اسمشان را می نویسند و روی اسمشان خط می زنند شخصیت خود را نشناخته اند
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می کنند ، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند
کسانی که الان دارن با خود امضا میکنند خیلی خنگ هستند که یادشون نیست 
امضا شون چه شکلیه!!!!


۱۳٩٤/٦/۱٠

بساز !

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس نوشته زیبا، text images

دست زحمتکش ،تلاش و انگیزه

به جای اینکه رویاهایت را برای دیگران تعریف کنی 

رویاهایت را به دیگران نشان بده...

 

هرگز نمی فهمی چقدر قوی هستی ؛

تا اینکه قوی بودن ... تنها گزینه ی انتخابی تو باشد.




۱۳٩٤/٦/٩

گوش سنگین

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان طنز، عکس طنز، داستان خنده دار

عکس داستان گوش سنگین

مردی متوجه شد گوش همسرش سنگین شده و شنواییش کم شده است. به نظرش رسید همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر ، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت.دکتر گفت برای این که بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است آزمایش ساده ای وجود دارد.

ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی مطلبی را بگو و بعد در فواصل 3 و 2 متری تکرار کن تا جواب بگیری.

آن شب همسر آن مردد در آشپزخانه مشغول تهیه شام بود و خود او در اتاق نشیمن بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما 4 متر است بار امتحان کنم .

با صدای معمولی پرسید : عزیزم شام چی داریم؟ جوابی نشنید.

رفت جلوتر و دوباره پرسید، باز هم جوابی نشنید.

باز هم جلوتر رفت و از فاصله 2 متری پرسید: عزیزم شام چی داریم؟ باز هم جوابی نشنید.

باز هم جلوتر رفت و سوال را تکرار کرد. از هم جوابی نیامد.

این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چی داریم؟

زنش گفت: مگر کری؟ برای پنجمین بار می کویم : خوراک مرغ!

نتیجه اخلاقی: مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر می کنیم در دیگران نباشدو عمدتا در خود ما باشد!!!



۱۳٩٤/٦/٩

مهربانی ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، عکس عاشقانه، عشق، عشق کودکانه

عکس مهربانی دختر و پسر



۱۳٩٤/٦/٩

سلفی ...

کلمات کلیدی :عکس های مفهومی، عکس طنز، کاریکاتور، زندگی مدرن

عکس طنز اجتماعی کاریکاتور



۱۳٩٤/٦/٩

درباره پدر ... (2)

کلمات کلیدی :جملات ناب، جملاتی زیبا برای تغییر، درباره پدر، عکس جالب

عکس خنده دار پدر و دختر

1

آدم هایی که عقلشان را به کار می اندازند، می فهمند که رفتار بد، دیگران را از آدم  متنفر می کند. گشتن با آدم های اینجوری، یادت می دهد همیشه مواظب رفتارت باشی.

2

اگر به « مرده » مشت و لگد بزنی، ککش هم نمی گزد. آدمی هم که متوجه خوب و بد دیگران نمی شود و احساس نشان نمی دهد، مثل مرده ی توی گور به هیچ دردری نمی خورد.

3

هیچ آدم عاقلی یک ساختمان بزرگ را خراب نمی کند؛ اما همه ی آدم ها وسوسه می شوند گاهی دیوارهی دورشان را بتراشند. کارهای بد کوچک، مثل تراشیدن دیوارند. مهم به نظر نمی رسد اما به زودی ساختمان روحت را زشت و خراب می کنند.

4

آذر ماه پارسال، که یک هفته مریض بودی، دوست عینکی ات حاضر نشد جزوه هایش را به تو بدهد. مطمئن باش اگر نیاز بزرگتری هم داشته باشی ، همین قدر خسیس خواهد بود.

5

حرص خورن زیاد، یا آدم را چاق چاق می کند یا لاغر لاغر. آدم حسود هم مدام حرص می خورد؛ بنابر این همیشه زشت و بی قواره به نظر می آید.

پند پدر (2)



۱۳٩٤/٦/۸

خداوندا !

کلمات کلیدی :صحبت با خدا، ارتباط با خدا، دلنوشته، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته خدا

خداوندا!

در این برهوت عاطفه، هر که را تتمه دلی برای مهر ورزیدن هست، گرامی بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مکن.

خداوندا!

کاری بکن که دل قرار بگیرد!

خداوندا!

دینمان را از سیاستمان جدا مکن و دینمان را ابزار سیاستمدارن قرار مده و دینمان را تابع سیاستمان مپسند.

خداوندا!

به هرکه میوه سنگین عشق میدهی، شاخه وجودش را می شکنی. تو خود مرهم شاخه های شکسته باش.



۱۳٩٤/٦/۸

تفاوت بازی نسل قدیم و جدید

کلمات کلیدی :text images، عکس های مفهومی، کاریکاتور، عکس طنز

زندگی مدرن ،تفاوت بازی نسل ها و نوستالوژی

زندگی مدرن اسارت موبایلی



۱۳٩٤/٦/۸

یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر ناب، عکس نوشته زیبا، مهدی فرجی

 

عکس نوشته شعر مهدی فرجی  

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم
.  
تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ 
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم
.
با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز 
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم
.
با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم
.
خورشیدَمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم



۱۳٩٤/٦/۸

داستان زیبای عابـد هفــتاد ساله و فاحشـه !

کلمات کلیدی :نصیحت های شیطان، عابد و فاحشه، داستان کوتاه، داستان توبه

عابد و فاحشه

عابدی از فرط عبادت خالصانه باعث اذیت شیطان شده بود و او هر چه میکرد نمی توانست عابد را از یاد خدا بازدارد ، روزی یکی از یاران شیطان نقشه ای زیرکانه کشید و گفت : تنها راه نفوذ بر این عابد از راه عبادت اوست .

پس شیطان به شکل جوانی عابد و درمانده در خانه او را به صدا درآورد ، عابد از دل رحمی جایی برای عبادت به این جوان داد. بعد از گذشت چندین روز عابد تنها از این جوان عبادت می دید ، در عجب شد که خدا بنده های خیلی بهتر از من نیز دارد . هر چه میکرد از جوان سؤال کند ، جوان نماز بعدی را مشغول میشد ، به ناچار عابد جوان را قسم جلاله داد که جواب او را بدهد ، جوان پس از نماز گفت :سؤالت را بگو تا به عبادتم برسم . عابد گفت: جوان تو را به خدا بگو چگونه به این مقام و درجه از عبادت رسیدی ؟! جوان عابد(شیطان) پاسخ داد: من گناهی مرتکب شدم و از سوز و گداز و پشیمانی از آن گناه توبه کردم و حالا هر زمان به یاد آن گناه می افتم باز توبه میکنم و به این درجه از نزدیکی به خدا رسیدم ، اگر میخواهی به درجه من برسی باید بروی  با زنی فاحشه گناه کنی و بعد توبه نمائی تا به این مقام برسی ! عابد به ناچار گفت :هر چه تو بگویی! عابد گفت:پول ندارم چگونه به شهر روم؟ جوان عابد(شیطان) چند دینار به او داد و عابد راهی شهر شد .

به شهر رفت و سراغ خانه زن فاحشه را از مردم گرفت و مردم به خیال اینکه عابد برای نصیحت و ارشاد فاحشه آمده است نشانی را به او گفته و عابد به منزل زن فاحشه رسید.

زن فاحشه به سیمای عابد نگریست ، دید که زهد و تقوی از آن میبارد وآمدنش به اینجا عادی نیست .از مرحمت خدا که به دلش افتاده بود از عابد پرسید:برای چه به اینجا آمدی ، تا نگویی نمیگذارم دست بر من بزنی! عابد گفت: تو پول خود را بستان و کار به بقیه چیزها نداشته باش. فاحشه گفت: تا ماجرا را نگویی نزد تو نمی آیم! عابد ماجرای جوان عابد(شیطان) را برای زن بازگفت. زن پرسید : اگر در حال گناه از دنیا رفتی و فرصت توبه پیدا نکردی چه؟؟!! از آن گذشته پارچه پاره نشده بهتر است یا پارچه پاره شده ای که دوخته شده و وصله شده؟؟ ممکن است آن جوان عابد شیطان بوده باشد ! برو به عبادتگاهت اگر آن جوان هنوز در حال عبادت بود من همین جا در اختیار توام. عابد در فکر فرو رفت و به حرف فاحشه عمل کرد ولی جوان عابد(شیطان) را در خانه اش ندید و یقین کرد او شیطان بوده و از این فکر نزد خدا توبه نمود و آن زن فاحشه را بسیار دعا کرد .

-------------------------------------------------

آمده است که شب آخر عمر آن زن فرا میرسد و از دنیا میرود .صبح به پیامبر آن زمان وحی میرسد که به تشییع جنازه آن زن برود. وقتی به در خانه او میرسد مردم میپرسند:ای پیغمبر برای چه در خانه این زن فاحشه آمده ای .نبی میگوید :برای تشییع جنازه زنی از اولیاء حق آمده ام. مردم میگویند: او فاحشه ای بیش نبود. نبی سرش را به آسمان میکند و میگوید : خدایا تو گویی یکی از اولیای من مرده و مردم گویند او فاحشه بوده ، قضیه چیست؟؟

وحی رسید : ای نبی من ،هم مردم راست گویند و هم من! او تا چندی پیش فاحشه بود ولی بعد از اینکه عابد را از گناه باز میدارد ، پشت در خانه خود نشسته و با خود میگوید : ای بدبخت تو به عابد گفتی اگر در حال گناه مردی چه ، حال که خود از او پست تری و عمری دامنت آلوده بوده ، تو چرا توبه نمیکنی قبل از اینکه با این دامن آلوده نزد خدا بروی؟؟ از آن شب آن زن توبه کرد و از گناه برگشت و با من(خدا) آشتی کرد و مشغول عبادت گردید.



۱۳٩٤/٦/۸

همین یک قلب را دارم

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر ناب، عکس نوشته زیبا، درباره عشق

عکس نوشته عشق

در این دریا، چه می جویند ماهی‌های سرگردان

مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان

 مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی

 اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان

 دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟

 خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان

 من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشق

 طلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردان

 به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری

 همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان

 من از سرمایه عالم همین یک "قلب" را دارم

 اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان

در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست

 مرا در آتش تردیدهایم شعله ور گردان

 فاضل نظری



۱۳٩٤/٦/۸

حرف هایی که گفتن شون سخته ...

کلمات کلیدی :عکس نوشته، جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، جملات سنگین

عکس نوشته تغییر و اراده

 

تنها کسی که باید سعی کنی از اون بهتر باشی ،

کسیِ که دیروز بودی...

***

ناتوانی در زندگی

فقط یک نگرش باطل است .




۱۳٩٤/٦/٧

خط خطی ها ...

کلمات کلیدی :خط خطی ها، جملات خنده دار، جملات خیلی کوتاه، کاریکلماتور

خط خطی های فکر

چند جرعه کاریکلماتور طنز برای زدن به بدن !!
-------------------------------------------------
1- در نمایشِ ایستادگی مترسک ، کلاغ ها چون سگ ترسیده بودند.
----------------------------------------------------------
2- برایش وقت گذاشتم ، به ساعت اش هدیه داد.
----------------------------------------------------------
3- وقتی با « دنیا » هستم ،در « دنیا » نیستم.
----------------------------------------------------------
4- خواب سنگینم ، کمر چشمم را رگ به رگ کرد.
----------------------------------------------------------
5- شهر « بازی » دلش، « تاب » نداشت.
----------------------------------------------------------
6- وقتی « می رفت » با هر صدایی ، « بر می گشت ».
----------------------------------------------------------
7- تا خواستم خوابم« بیآید » با خمیازه به پیشوازش « رفتم ».
----------------------------------------------------------
8- وقتی به سفر می روی ، نمازهایم را شکسته می خوانم.
----------------------------------------------------------
9- یک جای کارش می لنگید ، اخراجش کردم.
----------------------------------------------------------
10- وقتی جوش می آورم ، حرف های خامم ، پخته می شوند.
----------------------------------------------------------
11- گوش هایم روزه می گیرند ، وقتی سکوت می کنی.
----------------------------------------------------------
12- تا در آغوشش میکشم ، گل های پیراهنم را آبیاری می کند.
----------------------------------------------------------
13- برای تشنگی ام ، زخمم آب آورد.
----------------------------------------------------------
14 -اذان که قد کشید ، قامت خم کردم.
----------------------------------------------------------
15- تا جبهه می گیرم، موجی می شوم.


۱۳٩٤/٦/٧

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

کلمات کلیدی :شعر امام زمان، انتظار، عکس نوشته زیبا، قیصر امین پور

کشتی ساحل آرامش شعر قیصر

 
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟
 
شنیده ام که کسی می آید به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزار بار بهار

کسی شگفت، کسی آن چنان که می دانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

در انتظار تو تنها چراغ خانه ماست

که روشن است در این کوچه های ظلمانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی


انتظار سبز از قیصر امین پور



۱۳٩٤/٦/٧

دروغ شیرین

کلمات کلیدی :عکس طنز، کاریکاتور، عکس مفهومی، عکس جالب

اندر احوالات حال و روز مردم این سرزمین... ↓↓

کاریکاتور دروغ شیرین



۱۳٩٤/٦/٧

زندگی مدرن ...

کلمات کلیدی :عکس طنز، کاریکاتور، حقیقت خنده دار تلخ، زندگی مدرن

عکس های طنز

عکس های طنز



۱۳٩٤/٦/٧

معصومیت کودکانه

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، عشق، امید زندگی، عکس جالب

 معصومیت کودکانه و محبت

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنهاد کرد:او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود.هنگامی که او فرمان دویدن را داد ، تمامی بچه ها دستان یکدیگر را گرفتند و  با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال نشستند.

هنگامی که انسان شناس از این رفتار آنها پرسید درحالیکه یک نفر می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود.آنها گفتند: آبونتو(UBUNTU) ، چگونه یکی از ما میتونه خوشحال باشه در حالیکه دیگران ناراحت اند.(آبونتو در فرهنگ ژوسا یعنی من هستم چون ما هستیم)



۱۳٩٤/٦/٧

نفس عمیق ...

کلمات کلیدی :جملات امیدوار کننده، جملات تاثیرگذار، عکس نوشته، جملات سنگین

امید تلاش انگیزه

امید تلاش انگیزه

 

از شروع دوباره نهراسید.

چون فرصتی است تازه برای بازسازی آنچه که می خواهید. 



۱۳٩٤/٦/٥

جای او خالی بود ...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه ناب، شعر عاشقانه، عکس نوشته زیبا، دو بیتی زیبا

عکس نوشته شعر زیبا



۱۳٩٤/٦/٥

پیروزی ...

کلمات کلیدی :جملات ناب، جملات امیدوار کننده، جملات تاثیرگذار، عکس نوشته زیبا

عکس نوشته زیبا انتظار امید

1- باور داشته باش، پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعد از هر زمین خوردنی بر خیزی.


2- هنگامی  که مصمم به انجام عملی شدید، باید در های تردید را کاملا مسدود کنید.


3- یادت باشد که پیروزی حق کسانیست که از شکست های خود درس گرفته اند.


4- اگر در کار ما " اگر " نباشد، به طور یقین پیروز خواهیم شد.


5- ترس را از خود بران و با خود بگو با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کری را خواهم داشت.



۱۳٩٤/٦/٥

+ فکر کن

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا، جملات ناب، جملات امیدوار کننده، زیباترین جملات

عکس نوشته انگیزه

عکس نوشته انگیزه

 



۱۳٩٤/٦/٥

وان حمام

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، داستان خنده دار، عکس مفهومی، داستان طنز

تفکر مطالعه

مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌ پزشک پرسید: «شما

چطور می‌فهمید یک بیمار به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟».

روانپزشک گفت: «ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چای خوری، یک

فنجان و یک سطل جلوی بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالی کند».

مرد پرسید: «آهان! فهمیدم. آدم عادی باید سطل را بردارد چون بزرگ تر است.

این طور نیست؟» و روانپزشک گفت: «نه! آدم عادی درپوش زیر آب وان را بر

می‌دارد. راستی شما می‌خواهید تخت تان کنار پنجره باشد یا پشت به آفتاب؟»

 

نتیجه گیری:

اول: راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.

دوم: در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری، هدف مان یادمان نرود.

در این داستان، هدف، خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزارهای پیشنهادی.

سوم: همه راه حل ها همیشه در دسترس نیستند. کمی باید دنبال بهترین راه حل گشت.



۱۳٩٤/٦/٥

سه خیانت ...

کلمات کلیدی :داستانهای کوتاه و آموزنده، جملات تاثیرگذار، عکس های مفهومی، زیباترین جملات

مرد و ذغال غیبت

مردی نزد حکیمی رفت و گفت:

فلانی پشت سرت چیزی گفته است.

حکیم گفت: در این گفته ات سه خیانت است.

شخصی را نزد من خراب کردی،

فکر مرا مشغول کردی 

و خودت را نزد من خوار .



۱۳٩٤/٦/٤

عکس نوشته و عکس زیبا با موضوع امام رئوف ، امام رضا (علیه السلام)

کلمات کلیدی :عکس نوشته امام رضا، عکس حرم امام رضا، کبوتر امام رضا، تولد امام رضا

عکس امام رضا علیه السلام

عکس و عکس نوشته با موضوع امام رضا (علیه السلام) را در ادامه مطلب مشاهده بفرمائید .



۱۳٩٤/٦/٤

گمــشــدن ...

کلمات کلیدی :دلنوشته امام رضا، متن کوتاه، دلتنگی، حرم امام رضا

مشهد امام رضا دلتنگی دلنوشته

1

کتاب را باز می کنم و انبوه واژه ها در سرم رژه می روند.

ناگهان واژه ای را پیدا می کنم که انگار با همه متفاوت است.

خوب نگاه می کنم .... اشتباه شده،گم شدن را کم شدن نوشته اند.

خوب که نگاه می کنم، می فهمم که درست نوشته اند.

گم شدن، یعنی کم شدن کسی از صف آنان که دیده می شوند.

2

وقتی گم می شوی، همیشه می دانی در راه کجا بوده ای اما یادت نمی آید از کجا می آمده ای. به راست و چپت نگاه می کنی و ناگهان، نا امید از همه کس و همه جا، زانو می زنی.

3

آدمهایی را دیده ام که گم شده اند اما خودشان نفهمیده اند.

4

گاهی آدمها در میان جنسهای مغازه، دسته های اسکناس،نقشه های ساختمان های در دست ساخت ... یا شماره های تلفن یا بین دوستان خود یا بین خودشون  ... گم می شوند.

.... اما من دوست دارم در حرم امام رضا (ع) گم بشوم.

5

خوب نگاه کن!...

من همانم که مدام اصرار می کند « گم نشده است»!

من، اصرار می کنم اما « تــو » باور نکن!

طوری که زیاد شرمنده ات نشوم، مرا از میان «خــودم» پیدا کن!



۱۳٩٤/٦/۳

در آغــوش خود بار دیـگر بگیر

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر کوتاه ناب، عکس دریا، فاضل نظری

عکس موج و دریا و ساحل

بگــیر از من این هـردو فرمانده را
"دل عاشق" و "عقل درمانده" را

اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست ؟
بکُش! هم پــدر هم پــدر خوانده را

تو کاری کن ای مـرگ ! اکنون که خلق
نخــواهند مهمان ناخوانده را

در آغــوش خود "بار دیـگر" بگیر
من این مـوج از هر طرف رانده را

شب عاشـقی رفت و گم کرده ام
در ِ شیشه ی عطر وامانده را ...



۱۳٩٤/٦/۳

خواستن ...

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، جملاتی زیبا برای تغییر، عکس مفهومی، عکس نوشته های زیبا

عکس نوشته انگیزه

 

عکس نوشته مفهومی انگیزه



۱۳٩٤/٦/۳

می روی سمت یک فراموشی..

کلمات کلیدی :شعر عاشقانه، شعر زیبا، عشق، عکس مفهومی

سفر چمدان ریل قطار

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چه
مثل یک ماهواره ی تنها ، گم شدن در مدار یعنی چه

حمله ی لشکر غزل دیدی ؟ ، امشب از حس شعر لبریزم
غرق آرامشی نمی فهمی ، لحظه ی انفجار یعنی چه

می روی سمت یک فراموشی... چمدانی گرفته دستت را
شاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چه

با صدای رسا که می خندی ، بنده مسئول خنده ها هستم
بی خیالی تو و نمی فهمی ، شانه ی زیر بار یعنی چه

تو دلم را زدی به دریاها ، این دلی که ندیده دریا را
چشم دریایی ات به من فهماند ، آبی بی گدار یعنی چه

باز با میله های مواجی ، چشم های تو در محاصره است
مژه هایت به من نشان دادند ، آسمان در حصار یعنی چه

شاعری خسته از غزل هایش ، سمت باران دوباره راه افتاد
هیچ کس..هیچ کس نمی داند ، پرسه در لاله زار یعنی چه

با شنیدن نمی شود فهمید ، حال و روزم چگونه می گذرد
تا نبینی مرا نمی فهمی ، مرده ی بی مزار یعنی چه



۱۳٩٤/٦/٢

شبیه مرغک زاری ...

کلمات کلیدی :شعر امام رضا، دل نوشته امام رضا، عکس نوشته زیبا، کبوتر امام رضا

دل نوشته امام رضا

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد
جدا زدامن مادر، به دام دانه بیفتد

ز نازکی ز ندامت، ز بیم صبح قیامت
بدان نشان که شنیدی،سری به شانه بیفتد

....


شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشک چو باران
که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد

جهان دل است و تو جانی، نه بلکه جان جهانی
همه سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتد

خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو
بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد

الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد
اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد




۱۳٩٤/٦/٢

افسانه گشته ام به غم عشق ...

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، عکس مفهومی، عکس کتاب

افسانه کتاب پرنده

افســانه گشته ام به غم عشق، تا شدم

افســــونی نـــظاره چـــشم ســـیاه تــــو

شادی نصیب گشته ام ای دوست! تا مرا

دل شـــد نشـــان نـــاوک تـــیر نگـــاه تــو

******

دست قضا کشیده چه خوش نقش دوست را

بــــا آب و رنگ عشـــق، بـــر اوراق خاطــــرم

در پـــــرتو حــــقیقت ایمــــان بجـــان دوسـت 

راهــــی دگـــر به غــیر غــم عشــق نسـپرم

******

احســـاس مـی کنم کـه در فضای درون مـن

از روشـــنای مــهر تــو، لبریــز گشــته است

با یـــاد سرو قــــامتت ای نــوبهـــار حســـن

دل با نشاط و، جان طــرب انگیز گشته است



۱۳٩٤/٦/٢

پند پدر... (1)

کلمات کلیدی :جملات کوتاه، درباره پدر، سخنان بزرگان، جملات ناب

پدر و دختر

1

فهمیدی صندلی اتاق شکسته است، اما چیزی نگفتی تا آقای مهمان رویش بنشیند و با زمین خوردنش تفریح کنی!

.... متاسفم، اینجور وقت ها بخودت دروغ نگو!

2

هر وقت خانه ی دلت پر از غبار غم شد، لب هایت را سرشار گلدان های لبخند کن.

3

شانه هایت، دو کوه استوارند. بگذار تکیه گاه دوستان خسته ات باشند. دست هایت را دو بال مهربانی کن و بار غصه های دوستانت را به دوش بکش ...

در این صورت، همیشه سایبان و پناه گاه دیگران خواهی بود.

4

قلب دوستانت مثل  پنجره نازک است. با سنگ بد و بیراه و عصبانیت، این پنجره را نشکن. گاهی حس می کنم از دوستانت زود سیر می شوی و این خیلی بد است.

5

عمویت که خانه اش 1500 متر است و همیشه کمتر از .... سوار نمی شود، روزی 100 تومن به نیازمندان کمک می کند، اما تو از 1000 تومن پول تو جیبی ات، 300 تومنش را می بخشی. این کارت را خیلی دوست دارم. 

 

پند پدر



۱۳٩٤/٦/۱

ای آشـــنا به مــــن، از مـــــن!

کلمات کلیدی :داستان کوتاه، امام رضا، دل نوشته های کوتاه

کبوتر حرم امام رضا

با حضرت رضا علیه السلام در باغی بودیم. ناگاه گنجشکی آمد و نزد آن حضرت صیحه زد. هر چه توان داشت، فریاد کشید و اظهار پریشانی کرد.

امام به من فرمود: آیا می دانی این گنجشک چه می گوید؟

گفتم: نه، خدا و رسول خدا و فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله داناترند.

فرمودند: به من می گوید: ماری به کنار لانه ام آمده و می خواهد بچه هایم را بخورد. به داد من برسید. این چوب را بگیر، کنار لانه اش برو و آن مار را بکش.

سلیمان جعفری می گوید برخاستم، چوبی برداشتم ، آن مار را کشتم و آن بچه گنجشک ها را از آسیب  حفظ کردم.

 

ای آشـــنا به مــــن، از مـــــن!

ای مهـــربان امــام دل آرامـــم!

مــــــرا به مـــــن وا مگـــــــذار.




۱۳٩٤/٦/۱

خــدایــا!

کلمات کلیدی :ارتباط با خدا، جملاتی زیبا برای خدا، دل نوشته های کوتاه، عکس نوشته زیبا

ارتباط با خدا مناجات با خدا

خدایا!
امشب چیز خاصی برای گفتن ندارم
زیر همان مناجات‌های دیشب
یک «ایضاً» بنویس!

*******

خدایا!
هنر یعنی
وقتی نمی‌شود
و نمی‌توانیم بگوییم «خدا را شکر»
بگوییم «خدا را شکر»...
و من هنرمندم!

*******

خدایا!
آسایش دو گیتی
تفسیر این سه حرف است:
۱- خدا ۲- را ۳- شکر

*******

خدایا!
گلویم دارد از بغض می‌ترکد
نه این طرف‌ها آپاراتی هست
نه گلوی زاپاس دارم!
به دادم برس

*******

خدایا!
شش روز طول کشید
تا دنیای ما را بسازی
آن وقت ما در یک چشم بهم زدن
آن را خراب می‌کنیم!
ببخشید!



۱۳٩٤/٦/۱

دلایل موفقیت ...

کلمات کلیدی :جملات تاثیرگذار، انگیزه، عکس نوشته زیبا، موفقیت

موفقیت انگیزه تلاش

انگیزه تلاش امید



۱۳٩٤/٦/۱

بی خود می کند بهار بی تو بیاید!

کلمات کلیدی :شعر کوتاه عاشقانه، شعر زیبا، فصل بهار و پاییز، عکس مفهومی

فصل بهار و پاییز

 

نیایی

بهار نمی آید

پرستوها بیکار می شوند، درخت ها غم باد.

حالا من هیچ

چه گناهی کرده اند این بیچاره ها!؟

*******

بهار آمده اما

من دلم هنوز بهار می خواهد

بیا

******

بیا به هم دروغ بگوییم 

من بگویم : بهار شده

تو باور کنی، بیایی!!

*******

بهار چشم های تو بود

پلک می زدی شکوفه می ریخت.

حالا انگار

روی زمستان گیر کرده است

سوزن فصل ها!

 

رضا کاظمی