کانال تلگرام وبلاگ
اینستاگرام نقطه سرخط
جملات ناب به همراه تصاویر کمیاب ، جملات تاثیر گذار به همراه تصاویر ماندگار ...

۱۳٩٦/٥/۳

گـــذر زمان و خدایی که با توست!

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا درباره خدا، جملات تاثیرگذار، جملات امیدوار کننده، جملات زیبا انگیزشی

عکس نوشته انگیزشی

به عقب بنگرید و خــدا را شکر کنید.

به جلو بنگرید و به خــدا اعتماد کنید.

او در هایی را می بندد که هیچکس

قــادر بــه گشودنش نیــست.

و در هایی می گشاید که هیچکس

قــادر بــه بستنش نیـــست ...



۱۳٩٦/٥/۳

یـــک سخـــن بـــا تــو ...

کلمات کلیدی :اشعار فریدون مشیری، شعر کوتاه عاشقانه، عکس نوشته شعر، تایپوگرافی شعر

عکس نوشته شعر

تــو کیستی که مــن اینگونه بی تــو بی تابم

شــب از هجــوم خیـــالت، نمـــی برد خـــوابم 

تـــو کیستی که مـــن از هر مــوج تبسم تـــو

بـــه ســـان قـــایق ســرگشته، روی گردابــم

چـــــه آرزوی محالیســت زیـــــستن بـــا تــــو

مـــرا همیـــن بگذارند: یـــک سخـــن بـــا تــو ...

فریدون مشیری



۱۳٩٦/٥/۳

لیلی نام دیگر آزادی است

کلمات کلیدی :عرفان نظر آهاری، لیلی و مجنون، دخترونه، متن ادبی

عکس نقاشی جالب و فانتزی

لیلی نام دیگر آزادی است 
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت. خدا دنیا را بی زنجیر آفرید. 
آدم بود که زنجیر را ساخت. شیطان کمکش کرد.  
دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد؛ و آدم ها همـه دیوانـه زنجیری. 
خدا دنیای بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.  
امتحان آدم همین جا بود. دست های شیطان از زنجیر پر بود. 
خدا گفت: زنجیرت را پاره کن. شاید نام زنجیر تو عشق است. 
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند.
 مجنـو ن امـا نـه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشـت. 
شـیطان آدم را در زنجیر می خواست .  
لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چـه مـی خواهـد .
 لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پـاره کنـد. 
لیلـی زنجیـر نبـود.
لیلـی نمی خواست زنجیر باشد. 
لیلی ماند؛ زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.  

عرفان نظرآهاری 


۱۳٩٦/٥/٢

پریشان روزگاری...

کلمات کلیدی :شعر زیبا شهریار، عکس نوشته شعر، عکس نوشته عاشقانه، شعر کوتاه عاشقانه

عکس نوشته شعر شهریار

پریشان روزگاری؛
زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری

روزگاری دست در زلف پریشان توام بود
حالیا پامالم از دست پریشان روزگاری

چشم پروین فلک از آفتابی خیره گردد
ماه من در چشم من بین شیوه شب زنده داری

خود چو آهو گشتم از مردم فراری تاکنم رام
آهوی چشم تو ای آهوی از مردم فراری

گر نمی آئی بمیرم زانکه مرگ بی امان را
بر سر بالین من جنگ است با چشم انتظاری

خونبهائی کز تو خواهم گر به خاک من گذشتی
طره مشکین پریشان کن به رسم سوگواری

شهریاری غزل شایسته من باشد و بس
غیر من کس را در این کشور نشاید شهریاری
استاد شهریار


۱۳٩٦/٥/٢

مرگ یا جدایی؟!

کلمات کلیدی :اشعار بهمن کاظمی، شعر کوتاه ناب، شعر کوتاه عاشقانه، عکس نوشته عاشقانه

عکس نوشته جالب عاشقانه

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریست
دید باز امدنی در پیِ این رفتن نیست

همه گفتند "مرو" دیدم و نشنیدم شان
مثله این بود به یک رود بگویند:بایست!

مفتضح بودن ازین بیش ک در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطه ای نیست ک نیست

در جهانِ تهی از عشق نمی مانم چون
در جهانِ تهی از عشق نمی باید زیست

دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه
معنی "مرگ"و "جدایی" به یقین هردو یکیست
بهمن کاظمی 


۱۳٩٦/٥/٢

یاد خدا هدیه من به تو!

کلمات کلیدی :عکس نوشته زیبا درباره خدا، جملاتی زیبا برای خدا، جملات زیبا مناجات با خدا، عکس نوشته های زیبا

عکس نوشته زیبا عشق خدا

خدایا!

ما اگر بد کنیم، تو را بنده های خوب، بسیار است.

تو اگر مدارا نکنی، ما را خدای دیگری کجاست؟!



۱۳٩٦/٥/٢

حق گفتن به هر قیمتی!

کلمات کلیدی :حقیقت، جملات فاز سنگین، جملات حکیمانه، عکس متحرک

عکس متحرک طنز

" حق گفتن و دشمن تراشیدن بسی بهتر از ناحق گفتن و دوست یافتن ."


۱۳٩٦/٥/٢

آیا میدانید...

کلمات کلیدی :آیا میدانید، آیا میدانستید، دانستنی های جالب، حورالعین

عکس طنز و خنده دار

آیا میدانیدچگونه نسل انسان بعد از حضرت آدم زیاد شد؟

حضرت حواء هفتاد شکم زایمان کرد و در هر مرتبه پسر و دختری به دنیا آورد تا اینکه خداوند شیث را به او عنایت فرمود و در این شکم با شیث دختری نبود ، و تمام دختران و پسران حضرت آدم (قبل از به دنیا آمدن شیث) بدون اینکه در بین انها ازدواجی صورت گیرد از دنیا رفتند. بعد از شیث ، یافث بود که او نیز تنها به دنیا آمد و دختری با او نبود. چون شیث و یافث بحدّ رشد رسیدند خداوند دو حوریه به نامهای نزله و منزله از بهشت برای پسران حضرت آدم فرستاد و به آدم امر فرمود تا یکی از آنها را با شیث و دیگری را با یافث تزویج کند. از آنها فرزندانی دختر و پسر به دنیا آمد ، پس پسران و دختران آنها که دختر عمو و پسر عمو بودند ازدواج نموده و نسل بشر ادامه یافت .

(این مطلب در ردّ شایعه ازدواج پسران و دختران آدم که خواهر و برادر بودند نیز هست!)

منبع :( آیا میدانید؟) نوشته رضا جاهد



۱۳٩٦/٥/٢

از خودتان چه چیزی می سازید؟!

کلمات کلیدی :جملات زیبا انگیزشی، جملات زیبا تلاش، جملاتی زیبا برای تغییر، جملات تاثیرگذار

عکس زیبا از ساعت مچی

یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن 5 دلار است.

اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری، نعل اسب بسازید ارزش آن 10 دلار خواهد شد.

چنانچه همین شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهیم، بهای سوزن های ساخته شده به 3285 دلار بالغ می شود.

ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی بدهیم قیمت ساعتی که نهایتا از آن ساخته می شود 250000 دلار خواهد شد.

در واقع تفاوت ارزش ایجاد شده برای یک شمش آهن بین 5 دلار و 250000 دلار است.

شما با خودتان چه می کنید؟

از خودتان چه می سازید؟

چقدر به ارزشتان اضافه می شود؟



۱۳٩٦/٥/٢

برگ...

کلمات کلیدی :جملات زیبا حکیمانه، حکمت خدا، جملاتی زیبا برای خدا، جملات تاثیرگذار

عکس های  زیبا از طبیعت

عارفی را گفتند : جهان را چگونه می بینی ؟

گفت:آنچنان که بدون اجازه ی من برگی از درخت نمی افتد!

گفتند : مگر تو خدایی ؟

گفت :  نه ، راضی ام به رضای خدا ...



۱۳٩٦/٥/٢

خودش می فهمد

کلمات کلیدی :داستانک، داستان خیلی کوتاه، و این است عشق، جملات تاثیرگذار

عکس زیبا از مورچه

روزی مورچه ای دانه درشتی برداشته و در بیابان می رفت.

از او پرسیدند: کجا می روی؟

گفت: "می خواهم این دانه را برای دوستم که در شهر دیگریست ببرم ."

گفتند : واقعا که مسخره ای..!! تو اگر هزار سال هم عمر کنی نمی توانی اینهمه راه را پشت سر بگذاری و از کوهستانها بگذری تا به او برسی.

مورچه گفت :" مهم نیست... همین که من در این مسیر باشم ، او خودش می فهمد که دوستش دارم.."

 



۱۳٩٦/٥/٢

و این تفاوت عشـق است با ازدواج…

کلمات کلیدی :عکس متحرک، داستانهای کوتاه و آموزنده، داستانک، داستان ازدواج

عکس متحرک قلب

یک روز پدربزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی بسیار گرون قیمت و با ارزش.وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده..!! من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم!

چند روز بعد گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه!

وقتی ازم پرسید چرا؟ گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت.

همون روز عصر با یک کپی از روزنامه برگشت. اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش. به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه‌هاش رو ورق زدن و سعی میکردم از هر صفحه‌ای حداقل یک مطلب رو بخونم.

در آخرین لحظه که پدربزرگ می‌خواست بره تقریبا به زور..روزنامه رواز دستم کشید بیرون و رفت.

فرداش صدام کرد و گفت :ازدواج مثل اون کتاب و عشق مثل اون روزنامه می‌مونه!

یک اطمینان برات درست می‌کنه که این زن یا مرد مال توست؛ مال خود خودت…

اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه وقت هست که اشتباهاتم رو جبران کنم، همیشه می‌تونم شام دعوتش کنم. اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی اینکارو می‌کنم. حتی اگر هر چقدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی…

اما وقتی که این باور در تو نیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکر میکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره، مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می‌کنی و همیشه ولع داری که تا جایی که ممکنه ازش لذت ببری، شاید فردا دیگه مال من نباشه… درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه…

و اینطوره که آدم‌ها یه دفعه چشماشون رو باز میکنن میبینن که اون کسی رو که یه روز عاشقش بودن از دست دادن و دیگه مال اونها نیست…

و این تفاوت عشـق است با ازدواج…



۱۳٩٦/٥/٢

یک روز دیگر صبر...

کلمات کلیدی :اشعار فاضل نظری، شعر کوتاه ناب، شعر کوتاه عاشقانه، عکس نوشته عاشقانه

عکس نوشته شعر ناب و عاشقانه

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است

زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند

کوزه ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب

ماه در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟

دیدم این پاسخ از آن پرسش سوالی تر شده است!

زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن

تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است

ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
فاضل نظری


۱۳٩٦/٥/٢

وقت بهترین هدیه...

کلمات کلیدی :جملات زیبا درباره زمان، عکس نوشته های زیبا، اهمیت زمان، جملات زیبا هدیه دادن

عکس نوشته زیبا درباره زمان

بهترین هدیه به دوستان و عزیزان گذاشتن زمان و وقت کافی برای آنهاست!